پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی

فرخی یزدی

رباعیات

۳۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ این فقر و فنا برای ما مایل کیست
  2. شمارهٔ ۶۲ این زمزمه های شوم را قائل کیست
  3. شمارهٔ ۶۳ ای کاهن خودپرست، معبود تو کیست
  4. شمارهٔ ۶۴ - کابینهٔ سردار سپه با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
  5. شمارهٔ ۶۵ با آنکه غنی خزانه دولت نیست
  6. شمارهٔ ۶۶ آنکس که ز راه جور شد شادان کیست
  7. شمارهٔ ۶۷ این زمزمه ها غیر مستحسن چیست
  8. شمارهٔ ۶۸ ای داد که شیوه من و دل زاریست
  9. شمارهٔ ۶۹ در دیده ما فقر و غنا هر دو یکیست
  10. شمارهٔ ۷۰ ای داد که راه نفسی پیدا نیست
  11. شمارهٔ ۷۱ - صندوق آرا دردا که دوای دل به جز حسرت نیست
  12. شمارهٔ ۷۲ در دهر کسی چو ما بدین ذلت نیست
  13. شمارهٔ ۷۳ در مسلک ما که عزت و ذلت نیست
  14. شمارهٔ ۷۴ درد هر چو ما کسی بدین ذلت نیست
  15. شمارهٔ ۷۵ - کابینهٔ مشیرالدوله هرچند که سیل آرزو را سد نیست
  16. شمارهٔ ۷۶ - کابینهٔ مشیرالدوله ای آنکه تو را گفته ما باور نیست
  17. شمارهٔ ۷۷ جز ایزد پاک حاکم عادل نیست
  18. شمارهٔ ۷۸ - مجلس پنجم از رأی خران دلم دمی بی‌غم نیست
  19. شمارهٔ ۷۹ در غمکده ای که شادیش جز غم نیست
  20. شمارهٔ ۸۰ هرگز دل ما غمین ز بیش و کم نیست
  21. شمارهٔ ۸۱ باغی که در آن آب و هوا روشن نیست
  22. شمارهٔ ۸۲ آن سلسله را که جز خطا باطن نیست
  23. شمارهٔ ۸۳ هر چند که انقلاب را قاعده نیست
  24. شمارهٔ ۸۴ در کشور ما که دزد را واهمه نیست
  25. شمارهٔ ۸۵ در مملکتی که نام آزادی نیست
  26. شمارهٔ ۸۶ - مجلس پنجم تا رسم غنی غیر دل‌آزاری نیست
  27. شمارهٔ ۸۷ ای خصم تو را مجال کین توزی نیست
  28. شمارهٔ ۸۸ چون نامه ما برای کلاشی نیست
  29. شمارهٔ ۸۹ - عدلیه در کشور ما که جنگ اصنافی نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ در مملکتی که جنگ اصنافی نیست
  31. شمارهٔ ۹۱ دردی بتر از علت نادانی نیست
  32. شمارهٔ ۹۲ هر کس که بعهد دوستی پایه نداشت
  33. شمارهٔ ۹۳ عمری که مرا به گردش و سیر گذشت
  34. شمارهٔ ۹۴ دیشب که به صد فتنه و آشوب گذشت
  35. شمارهٔ ۹۵ عهدی که در این خانه نوا بود، گذشت
  36. شمارهٔ ۹۶ عمری که مرا به گردش و سیر گذشت
  37. شمارهٔ ۹۷ عمری به ره جنون نشستیم و گذشت
  38. شمارهٔ ۹۸ ای دیده تو را بر آب دیدیم و گذشت
  39. شمارهٔ ۹۹ خوش آنکه چو من حیات جاوید گرفت
  40. شمارهٔ ۱۰۰ اول ره کار را نشان باید داد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ای دوست برای دوست جان باید داد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ دردا که جهان به ما دل شاد نداد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ استاد ازل که درس بیداد نداد
  44. شمارهٔ ۱۰۴ گر مشکل فقر و ثروت آسان گردد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ دشمن پی دشمنی کمر می‌بندد
  46. شمارهٔ ۱۰۶ هر گل که ز یکرنگی خود بو دارد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ دل زمزمه های انقلابی دارد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ آن کس که مقام مستشاری دارد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ این چرخ برین که سرفرازی دارد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ چشم تو خدنگ سینه دوزی دارد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ هر کس که به دل چو لاله داغی دارد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ این خانه دگر چو نی نوایی دارد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ فکر نوئی از برای ما باید کرد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ گر درد عموم را دوا باید کرد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ یا سد ره فقر و غنا باید کرد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ در گاه عمل شتاب می‌باید کرد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ با عزم متین شتاب می‌باید کرد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ در کعبه برهمنی نمی‌باید کرد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ با این ره و رسم بد چه می‌باید کرد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ آن میر که جا در اطلس و قاقم کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.