پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۷۰ - نویافته ها

شاه دین گفت به رحمت همه اصحاب صفا را

فارغ از بیعت خود می کنم این لحظه شما را

همه گفتند که دست از تو نداریم خدا را

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

آنکه در راه ولای تو سر و جان نسپارد

جان به سختی ندهد دل به شهادت نگذارد

گوی دولت نبرد، جام سعادت نگمارد

قیمت عشق نداند، قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گردن طوع به سحر از در اعجاز نپیچم

روی دل از سر کوی تو سرافراز نپیچم

سر به خواری زجفا از در اغراز نپیچم

گر سرم می رود از عهد تو سر باز نپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

کی دهم خاک سر کوی تو با افسر شاهی

چون دهد دل به تبرای تو از صدق گواهی

رای بر مهر تو دارم به همه روی سیاهی

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۷۲پا منه بر طاق این فیروزه منظر آفتاب
  2. شمارهٔ ۷۳تا زچمن خانه زین بر زمین
  3. شمارهٔ ۷۴باز چرخ سفله پرور طرح دیگر می کشد
  4. شمارهٔ ۷۵به دشت کربلا سلطان دین را چون گذار آمد
  5. شمارهٔ ۷۶شاهنشهی که برتر از عرش آستانش
  6. شمارهٔ ۷۷چشم و دل از جمال تو گشت چو داد ایمنم
  7. شمارهٔ ۷۸عباس عمو جان تو مرو جانب میدان
  8. شمارهٔ ۷۹افق از عکس شفق باز به خون شسته جبین
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.