پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۷۲

پا منه بر طاق این فیروزه منظر آفتاب

آفتاب باز کش سر آفتاب

شرم کن از آفتاب روز محشر آفتاب

آفتاب بازکش سر آفتاب

تا نگردد از هلاک خسرو گردون مقام

شادکام داور اقلیم شام

موکب خود بازمان در سمت خاور آفتاب

آفتاب بازکش سر آفتاب

از پی خون ریز ماه برج خورشید نجف

بسته صف خیل ظلم از هر طرف

بر میاور از نیام امروز خنجر آفتاب

آفتاب بازکش سر آفتاب

جام سرمستان صهبای عطش با صد فسون

دهردون کرد خواهد پر زخون

هوشیاری کن مزن بر سنگ ساغر آفتاب

آفتاب بازکش سر آفتاب

زورق زرین مکش زین لجه زنهار خوار

بر کنار تا نگردد حوت وار

ناخدای بحر دین در خون شناور آفتاب

آفتاب بازکش سر آفتاب

گر نخواهی جامه آل پیمبر همچو شام

نیل فام بر مکش از روی بام

تا قیامت پرده از شام معنبر آفتاب

آفتاب بازکش سرآفتاب

گیرمت دل می نسوزد بر شهنشاه عرب

ای عجب گردهد جان تشنه لب

رحم کن بر نامرادی های اکبر آفتاب

آفتاب بازکش سرآفتاب

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۷۴باز چرخ سفله پرور طرح دیگر می کشد
  2. شمارهٔ ۷۵به دشت کربلا سلطان دین را چون گذار آمد
  3. شمارهٔ ۷۶شاهنشهی که برتر از عرش آستانش
  4. شمارهٔ ۷۷چشم و دل از جمال تو گشت چو داد ایمنم
  5. شمارهٔ ۷۸عباس عمو جان تو مرو جانب میدان
  6. شمارهٔ ۷۹افق از عکس شفق باز به خون شسته جبین
  7. شمارهٔ ۸۰خم شد از باد مخالف قد رعنای حسین
  8. شمارهٔ ۸۱شد نگون رایت عباس علم دار حسین
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.