پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

صوفیان را دگر امروز نه های است و نه هوئی

آسمان باز همانا زده سنگی به سبوئی

گر به دستی زده ام چاک ، گریبانِ سلامت،

نه ملامت کِشم از کرده ، توان کرد رفوئی

بر سرم چون گذری دسته گل بر سر خاری

پا به چشمم چو نهی سرو روان بر لب جوئی

من که صد سلسله چون حلقه موئی بگسستم

حلقه سلسله زلف توام بست به موئی

زاهد ار اهل بهشت است خدایا مفرستم

جز به دوزخ چومنی ظلم بود یار چو اوئی

زین همه شنعت بیهوده ات ای شیخ چه حاصل

رو بدست آر چو مردان خدا سیرت و خوئی

ای خوش آن دل که ز ترکان پری چهر چو یغما

نشود شیفته رنگی و آشفته موئی

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.