پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

رباعیات

شمارهٔ ۱۸۱

آن ماه که نیست ماه را صورت او

خورشید خجل می‌شود از طلعت او

آیینه به کف گرفته حیران خود است

آیینه شده است ورطهٔ حیرت او

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳لطف تو به حال من چرا نیست بگو
  2. شمارهٔ ۱۸۴واقف غلط است اینکه خدا دانی تو
  3. شمارهٔ ۱۸۵واقف صد فتنه زاد از گریهٔ تو
  4. شمارهٔ ۱۸۶ای زمرهٔ اهل دل به جان عاشق تو
  5. شمارهٔ ۱۸۷خوبی و دلربای ارزندهٔ تو
  6. شمارهٔ ۱۸۸کارم همه‌وقت هرزه گردی بوده
  7. شمارهٔ ۱۸۹واقف ز سبو و شیشه و پیمانه
  8. شمارهٔ ۱۹۰دانی که به تن چیست مهین ویرانه
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.