پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۷۳ - هم در مدح اتسز

زهی خلق در لشکر آلای او

فلک پست با قدر والای تو

زمانه بریده ، جهان دوخته

لباس معالی ببالای تو

مزین شده گردن و گوش فضل

بلفظ چو لؤلوی لالای تو

عنان کمالست در دست تو

رکاب جلالست در پای تو

سر نیزهٔ مار شکلست دمار

بر آورده از جان اعدای تو

شده سعد مقسوم از روی تو

شده ملک منظوم از رأی تو

نزاید بجز گوهر مکرمت

از آن دو کف همچو دریای تو

تو شمس و همه انجم انوار تو

تو کل و همه عالم اجزای تو

هدی تازه از دانش پیر تو

جهان خرم از بخت برنای تو

مرا خشک سال حوادث شکست

که تا دورم از فیض نعمای تو

ازین پس گرم بخت یاری کند

من و خاک درگاه والای تو

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح شمس الدین وزیرمایهٔ افتخار و صورت جاه
  2. شمارهٔ ۱۷۶ - در مدح ملک اتسزهست دولت را اساس و هست ملت را پناه
  3. شمارهٔ ۱۷۷ - نیز در ستایش ملک اتسز گویدای جهان از سر زلف تو معطر گشته
  4. شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملک اتسزای از همه خلق اختیار گشته
  5. شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح اتسززهی! لشکرت کوه و صحرا گرفته
  6. شمارهٔ ۱۸۰ - هم در ستایش ملک اتشزای لب تو گونهٔ شراب گرفته
  7. شمارهٔ ۱۸۱ - د رمدح علاء الدین ابوبکر بن قماجای بتو ایام افتخار گرفته
  8. شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح ملک اتسزای علم تو دین را نظام داده
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.