پرش به محتوای اصلی
سلطان ولد سلطان ولد

ولدنامه

بخش ۳۱ - ناپدید شدن شمس الدین

ناگهان گم شد از میان همه

تا رهد از دل اندهان همه

یک دو روز او چو گشت ناپیدا

کرد افغان ز درد مولانا

بعد از آن چون ورا بجد جستند

سوی هر کوی و هر سرا جستند

هیچ از وی کسی نداد خبر

نی به کس بو رسید از او نه اثر

شیخ گشت از فراق او مجنون

بی سر و پا ز عشق چون ذوالنون

شیخ مفتی ز عشق شاعر شد

گشت خمار اگرچه زاهد بد

نی ز خمری که او بود زانگور

جان نوری نخورد جز می نور

ادامه‌ی ولدنامه

  1. بخش ۳۳ - در بیان آنکه نظر عارف به خداست و نظر زاهد به عمل خود. زاهد گوید «من چه کنم؟» عارف گوید «تا حق چه کند؟» خود را فراموش کرده‌است بلکه خودی او نمانده‌است و مستهلک حق گشته که «هم العارف ربه و هم الزاهد نفسه»نقل صائب شنو از آن سرور
  2. بخش ۳۴ - استغراق مولانا قدسنا الله بسره العزیز در عشق شمس الدین تبریزی عظم الله ذکره و بی‌قراری و شور و جوش نمودن بیش از آنچه اوّل داشتروز و شب در سماع رقصان شد
  3. بخش ۳۵ - رفتن مولانا بجانب شام در جستجوی شمس الدینکرد آهنگ و رفت جانب شام
  4. بخش ۳۶ - در بیان آنکه اگر چه مولانا قدسنا الله بسره العزیز شمس الدین تبریزی را عظم الله ذکره بصورت در دمشق نیافت بمعنی در خود یافت زیرا آن حال که شمس الدین را بود حضرتش را همان حاصل شدشمس تبریز را بشام ندید
  5. بخش ۳۷ - برگشتن مولانا از دمشق برومکرد رجعت بروم باز آمد
  6. بخش ۳۸ - رفتن مولانا باز بدمشقچند سالی نشست و باز ز عشق
  7. بخش ۳۹ - بازآمدن مولانا قدسنا الله بسره العزیز دویم بار بقونیه از طلب شمس الدین تبریزی عظم الله ذکرهبعد از آن بازگشت جانب روم
  8. بخش ۴۰ - در تفسیر این آیت که انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولاآن امانت که گفت در قرآن
همه‌ی ولدنامه ←

سلطان ولد درباره‌ی سلطان ولد

بهاءالدین محمد بن جلال‌الدین محمد بن بهاءالدین محمد معروف به سلطان وَلَد و متخلص به ولد (۲۵ ربیع‌الثانی ۶۲۳ ق. حدود ۶۰۵ ش. لارنده - ۷۱۲ ق. ۶۹۱ ش. قونیه) فرزند بزرگ جلال‌الدین مولوی - شاعر و عارف نامدار ایرانی پارسی گوی - و جانشین و خلیفهٔ او در طریقه مولویه است. از آثار او مثنوی «ولدی» یا «ولدنامه» از روی نسخهٔ آماده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.