پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

قطعات

شمارهٔ ۳۲ - سر کل

نشستم دوش در کنجی که سازم

سر کل را به زیر فوطه پنهان

در آن ساعت حکیمی در گذر بود

مرا چون دید زانسان گشت خندان

پریشان حال خود بودم در آن وقت

ز فعل او شدم از سر پریشان

به من گفتا که دارویی مرا هست

کز آن دارو سر کل راست درمان

بیا تا بر سرت پاشم که روید

تو را موی سر از خاصیت آن

کشیدم از جگر آهی و گفتم

مگر نشنیده‌ای حرف بزرگان:

«زمین شوره سنبل بر نیارد

در او تخم و عمل ضایع مگردان»

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴ - غضنفر گله جاریغضنفر کلجاری به طبع همچو پلنگ
  2. شمارهٔ ۳۵ - مبارک بادمبارک باد می‌گویند شه را
  3. شمارهٔ ۳۶ - هجو شراباز من مرنج ای ز تو شادی جان من
  4. شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابازیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو
  5. شمارهٔ ۳۸ - دریغدریغ از شمسهٔ ایوان عصمت
  6. شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلیدریغ از جان قلی کز جور گردون
  7. شمارهٔ ۴۰ - وفا داریرفت محیا شبی به خانه و دید
  8. شمارهٔ ۴۱ - بنای بخت بنیاداساس این بنای بخت بنیاد
همه‌ی قطعات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.