پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

قطعات

شمارهٔ ۲۴ - به مفت نیز نیرزد

زری که می‌طلبم دوش لطف فرمودی

ز من کسی نستاند به سد هزار نیاز

به مفت نیز نیرزد و گرنه هم خود گوی

که من چرا زر مفتی چنین دهم به تو باز

به هزل دست به دستش برند و اندازند

به جان رسیدم از این دست بر دو دست انداز

زریست لایق همیان و کیسهٔ تاجر

چرا که خرج نگردد به سالهای دراز

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶ - یعنی کشکنام جویا کنون که دیده ابر
  2. شمارهٔ ۲۷ - بر تخت نشستن شاه اسماعیلشاه تهماسب خسرو عادل
  3. شمارهٔ ۲۸ - داروی کاریزن جلبی رفته و در همچو من
  4. شمارهٔ ۲۹ - وجه براتنوشته حضرت آصف برات من به کسی
  5. شمارهٔ ۳۰ - هجو شما می‌کنمبه ما خواجه تا چند خواهید گفت
  6. شمارهٔ ۳۱ - فغان از ابروی پرچینسرورا از حاجب و دربان عالی حضرتت
  7. شمارهٔ ۳۲ - سر کلنشستم دوش در کنجی که سازم
  8. شمارهٔ ۳۳ - بزم تاریکشرفا ساقی عنایت تو
همه‌ی قطعات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.