پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

قطعات

شمارهٔ ۱۸ - سرتاس

ای که هر خلعتی که در بر توست

زینت دوش آسمان باشد

جسمش از جامه تو پوشیده‌ست

هر که در حیز مکان باشد

خلعت خاصه کز شرافت آن

شرفم برهمه جهان باشد

گشته شاعر، بلی شود شاعر

هر که همدوش شاعران باشد

آنچه او گفته بنده می‌خواند

زانکه خود سخت بی‌زبان باشد

گفته : ای درفشان گوهر بخش

که کفت رشک بحر و کان باشد

بر درت اطلس فلک پوشد

آنکه او خاک آستان باشد

خلعت خاصه کز شرافت آن

دعویم بر همه عیان باشد

می‌پسندی که جامه چون من

در بر مردکی چنان باشد

کش نه کفش و نه چاقشور بود

نه کمربند در میان باشد

باشد او را همین سرتاسی

نه سری هم که مو بر آن باشد

فوطه‌ای چون فتیله مشعل

آن سر کل در آن نهان باشد

مصلحت چیست من به او چه کنم

هر چه امر خدایگان باشد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰ - نشان بخردیصبر در کارها چه نیک و چه بد
  2. شمارهٔ ۲۱ - استر بی‌علفای خداوند که چون مرکب آهو تک تو
  3. شمارهٔ ۲۲ - در خیمهٔ سوداگرداندرون خیمه سوداگران نیست
  4. شمارهٔ ۲۳ - عباس بیگ گردون قدریگانهٔ دو جهان زبده و خلاصه عهد
  5. شمارهٔ ۲۴ - به مفت نیز نیرزدزری که می‌طلبم دوش لطف فرمودی
  6. شمارهٔ ۲۵ - ماه نا تماممهی که از افق طبع بنده طالع شد
  7. شمارهٔ ۲۶ - یعنی کشکنام جویا کنون که دیده ابر
  8. شمارهٔ ۲۷ - بر تخت نشستن شاه اسماعیلشاه تهماسب خسرو عادل
همه‌ی قطعات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.