پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

قطعات

شمارهٔ ۱ - در ستایش یکی از حاکمان شرع

ای داده سپهر شرع را نور

از پرتو رأی عالم آرا

ناهید ز مطربی کشد دست

گر نهی تو بر فلک نهد پا

از دست تو کلک معجز آثار

هم خاصیت عصای موسا

دمساز کلام جان فزایت

با معجزه دم مسیحا

از تقویت شریعت تو

متقن همه جا بنای تقوا

از حکم توچرخ کی کشد سر

او راست مگر دو سر چو جوزا

از تهمت نقص و وصمت عیب

حکم تو چو ذات تو مبرا

از نسبت پستی و تنزل

طبع تو چو قدر تو معرا

در ضابطه مسائل نحو

آن نظم که کرده طبعت انشا

کس در عرب و عجم نظیرش

نشنیده به هیچ نحو از انحا

تا نظم ترا ز بر کند چرخ

برداشته سبحه ثریا

افتاده مرا قضیه‌ای چند

اندوه نتیجهٔ قضایا

دردست فقیر کم بضاعت

بود اندکی از متاع دنیا

آنرا به مکاریی سپردم

او رفته کنون به راه عقبا

صادق نفسان گواه حالند

در صدق چو صبح بلکه افزا

مگذار که این متاع بی‌قدر

تاراج شود چو خوان یغما

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳ - حروف شراببر درخانه قدح نوشی
  2. شمارهٔ ۴ - پناه جهانزهی پایه چتر اقبال تو
  3. شمارهٔ ۵ - لطف کردیدای مخادیم که از راه شرف
  4. شمارهٔ ۶ - وحشی بی‌خانمانای پیش همت تو متاع سرای دهر
  5. شمارهٔ ۷ - چیستانمدعا زین سه چار بیتک سهل
  6. شمارهٔ ۸ - ده بافقایا آفتاب معلا جناب
  7. شمارهٔ ۹ - ستور فقیرز بی کاهی امشب ستور فقیر
  8. شمارهٔ ۱۰ - هجو هم خوب می‌توانم گفتای صبا خواجه را ز بنده بگو
همه‌ی قطعات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.