پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

قطعات

شمارهٔ ۶ - وحشی بی‌خانمان

ای پیش همت تو متاع سرای دهر

بی قدرتر از آنکه توان رایگان فروخت

جایی که کمترین نَفَرت بار خود گشود

یک جنس خود به مایهٔ صد بحر و کان فروخت

هندوی تو گهی که برون آمد از حجاز

از بهر عشر حاصل هندوستان فروخت

آگه نیی که از پی وجه معاش خویش

هر چیز داشت وحشی بی‌خانمان فروخت

چیزی که از بلاد عراق آمدش به دست

آورد و در دیار جرون در زمان فروخت

از بهر وجه آب وضو اندر این دیار

سجاده کرد در گرو و طیلسان فروخت

دارد کنون فروختنی آبروی و بس

وان جنس نیست اینکه به هرکس توان فروخت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸ - ده بافقایا آفتاب معلا جناب
  2. شمارهٔ ۹ - ستور فقیرز بی کاهی امشب ستور فقیر
  3. شمارهٔ ۱۰ - هجو هم خوب می‌توانم گفتای صبا خواجه را ز بنده بگو
  4. شمارهٔ ۱۱ - در خیال توچو وحشی سر به زانو دوش بودم در خیال تو
  5. شمارهٔ ۱۲ - خر گداچند ای خر گدا توان گفتن
  6. شمارهٔ ۱۳ - تب شاهزادههاتف غیبم سحرگه مژده‌ای آورده است
  7. شمارهٔ ۱۴ - سپهر مرتبه، بکتاش بیگزهی ارادهٔ تو نایب قضا و قدر
  8. شمارهٔ ۱۵ - موضع پاکانغیاث الدین محمد منبع فیض
همه‌ی قطعات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.