پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

مثنویات

شمارهٔ ۵

چو آماده شد لشکر کینه خواه

به سوی خراسان روان گشت شاه

به پیشش همه فتح و اقبال بود

دعای ضعیفان دنبال بود

روان گشت چو آن سپه فوج فوج

تو گفتی که دریا درآمد به موج

قطار شترها پی یکدگر

ببستند بر ناوک جاده پر

به هر منزلی بار انداختند

ز نو روزگاری دگر ساختند

ز هر وادییی کوچ کردند باز

نشیبی شد از گرد ایشان فراز

بدینگونه وادی به وادی شدند

به ملک خراسان چو شادی شدند

به تعظیم آن شاه با اقتدار

ز جا خاست ناامنی آن دیار

شدش جامه جان اهل ستم

به سان کتان از مه سر علم

چو افتاد بر سبزوارش گذر

ز خاک رهش کان مس گشت زر

قدومش نشابور را چون نواخت

شرف کان فیروزه را زنده ساخت

چنین رفت تا مشهد طوس شاه

به دل شوق درگاه عرش اشتباه

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۷ز بهر طواف حریمی چنین
  2. شمارهٔ ۸وزآن سو چو شیبانی بدگهر
  3. شمارهٔ ۹چنین گفت شاه فلک اقتدار
  4. شمارهٔ ۱۰کشیدند گردون تکی با شکوه
  5. شمارهٔ ۱۱چو دید آن چنان شیبک بدگهر
  6. شمارهٔ ۱۲چه عبرت از این خوبتر ای گزین
  7. شمارهٔ ۱۳ - مثنوی سفرنامه مازندران واعظ و تعریف شهر اشرف و مدح شاه عباس ثانیشبی کز پی نبود آه سحرگاه
همه‌ی مثنویات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.