پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها

شمارهٔ ۴ - مصدر علم لدنی

چون خدا از نور خود نور پیمبر آفرید

پس ز نور پاک احمد نور حیدر آفرید

از پی اثبات یکتایی خود آن هر دو را

از ید قدرت، خدای حی و داور آفرید

شاهد واحد چو اندر شرع باشد ناپسند

بعد احمد شاهدی دیگر چو حیدرآفرید

گوهری در صلب احمد بود پنهان از ازل

زان گهر پس نطفهٔ زهرای اطهر آفرید

همسری از بهر زهرا چون کسی لایق ندید

مرتضی را بهر او شایسته همسر آفرید

شهر علم است احمد و ذات خدای لم یزل

مرتضی را بهر شهر علم او در آفرید

مصدر علم لدنی داد احمد را قرار

مرتضی را مشتق از آن پاک مصدر آفرید

داشت چون در سینه علم اولین و آخرین

زان سبب او را خدا بر خلق، مهتر آفرید

چون علی را در وجود آورد کتم عدم

روی او رخشان تر از خورشید خاور آفرید

بر در درگاه حشمت جاه و، والا رتبه اش

بهر خدمت، خادمی مانند قنبر آفرید

از پی ترویج دین احمدی در روز جنگ

بهر حیدر بوالعجب تیغی دو پیکر آفرید

عاصیان را دید چون مستغرق بحر گناه

این دو تن را خود شفیع روز محشر آفرید

دوستان مرتضی را کرد از کوثر نصیب

وز برای دشمنان، سوزنده اخگر آفرید

کلک «ترکی» را به جان دشمنان مرتضی

گوییا خون زیرتر از نوک خنجر آفرید

ادامه‌ی فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها

  1. شمارهٔ ۶ - تخت خلافتباد بهار می وزد ساقی ماه پیکرا
  2. شمارهٔ ۷ - سودای حیدرسرت گردم بیا ساقی ز می، پر ساز و ساغر را
  3. شمارهٔ ۸ - خورشید خاورسرت گردم ای ساقی سیم پیکر!
  4. شمارهٔ ۹ - در نجفای کشتی علم را تو لنگر!
  5. شمارهٔ ۱۰ - تاج انماشاهی که نه فلک،چو بساطی ست زیر پاش
  6. شمارهٔ ۱۱ - مهر علیشهنشهی که بود جبرئیل دربانش
  7. شمارهٔ ۱۲ - شیر بیشهٔ هیجاخواجه فکر منزل کن، هر قدر که بتوانی
  8. شمارهٔ ۱۳ - آیت کبرای حقمرحبا! ای قاصد عیسی دم فرخ لقا!
همه‌ی فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.