پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها

شمارهٔ ۱۶ - محب علی

به سر هر که سودای حیدر ندارد

نشانی ز دین پیمبر ندارد

ننوشد کس ار باده‌ی عشق حیدر

به محشر نصیبی زکوثر ندارد

مسلمان نباشد کسی کو به گیتی

به دل مهر آن پاک گوهر ندارد

چو بیرون نهد پا از این دار فانی

دگر خوفی از روز محشر ندارد

علی باشد آن کس که در روز هیجا

به مردانگی کفو و همسر ندارد

خرد بهر اثبات کراری او

دلیلی به از فتح خیبر ندارد

محب علی گر برندش رگ و پی

ز حب علی باز دل برندارد

شها! ای که در بندگی بعد احمد

خدا بنده ای از تو بهتر ندارد

جلال و جوان مردی قنبرت را

نجاشی و خاقان و قیصر ندارد

تو را در جهان بعد احمد

کسی هم چو سلمان و بوذر ندارد

به خواب ار عدو ذوالفقار تو بیند

ز بیم تو از خواب، سر بر ندارد

خبر داری آیا ز حال حسین ات

که در کربلا یار و یاور ندارد

به کرب و بلا آی و بنگر حسینت

که بر تن سر و، سر به پیکر ندارد

بیابان پر از لشگر شام و کوفه

حسینت علمدار و لشگر ندارد

حسینی که بد بسترش دامن تو

به جز خاک ره فرش و بستر ندارد

شهی کز شهان تاج و افسر گرفتی

به تن سر، به سر تاج و افسر ندارد

به پیکر حسینت به گل فرش مقتل

به جز زخم شمشیر و خنجر ندارد

فراوان بود بر تنش زخم و بر دل

به جز داغ عباس و اکبر ندارد

دم جان سپردن حسینت به بالین

کسی غیر شمر ستمگر ندارد

دمی دیده بگشای ای غیرت اله!

ببین زینبت یار و یاور ندارد

سوی شام زینب رود بر اسیری

به دل جز خیال برادر ندارد

زند شمر سیلی به روی سکینه

به دل رحم آن شوم کافر ندارد

شها! در عزای حسین تو «ترکی»

شب و روز جز دیدهٔ تر ندارد

به محشر امید از تو دارد شفاعت

که غیر از تو مولای دیگر ندارد

عزادار و مرثیه گوی حسینت

تنش تاب سوزنده اخگر ندارد

ادامه‌ی فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها

  1. شمارهٔ ۱۸ - غدیر خمسحرگاهان به گوشم این ندا از چرخ پیر آمد
  2. شمارهٔ ۱۹ - شه سریر ولایترسید فصل بهار، ای نگار سیمین تن!
  3. شمارهٔ ۲۰ - در دریای سرمدیشاهنشهی که بحر سخا راست گوهرا
  4. شمارهٔ ۲۱ - صاحب تاج انماای دل! از چاه بیخودی بدرآ
  5. شمارهٔ ۲۲ - صاحب ذوالفقارسرت گردم ای ساقی سیمتن!
  6. شمارهٔ ۲۳ - حبیبه داوربلبل طبعم دوباره گشت سخنور
  7. شمارهٔ ۲۴ - خصال حسنزهی زنور جمالت جهان جان روشن
  8. شمارهٔ ۲۵ - سر عشقهر که را عشق دلبری به سر است
همه‌ی فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.