پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها

شمارهٔ ۲۵ - سر عشق

هر که را عشق دلبری به سر است

میتوان گفتنش که خود بشر است

وآنکه از عشق، بی خبر باشد

جانور بلکه کم زجانور است

ما سوی را به نیم جو نخرد

هرکه از سر عشق باخبر است

عشق گنج است و عاشقی گنجور

عشق دریا و عاشقی گهر است

هر که عاشق نشد در این عالم

به مثل چون درخت بی ثمر است

عاشقی نیست کار بوالهوسان

که ره عشق، راه پر خطر است

عاشقان را شروط بسیار است

کاولین شرط، ترک جان و سر است

پا به میدان عشق، هر که نهاد

سینه اش تیر عشق را سپر است

عاشقی پیشهٔ حسین علی است

که در آفاق، نام او سمر است

جان به قربان نام آن عاشق

که زجان، نام او عزیزتر است

«ترکیا» عشق از حسین آموز

که چنین عشق، عشق با اثر است

ادامه‌ی فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها

  1. شمارهٔ ۲۷ - پاک گوهرشاهی که بارگاه وی از عرش برتر است
  2. شمارهٔ ۲۸ - طرب انگیزخوشا شیراز و خلق باوفایش
همه‌ی فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.