پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۲۷ - در هجو خواجگی ادیب

کیست آن ستوده برده برون از فسار سر

وان آدمی که کرد بر او افتخار خر

این یک همی منم دگر آن خواجگی ادیب

آن تازباز مرد گل افزوش خار خر

من طبع شعر دارم و او تازی ادیب

پر کرده از هوا و هوس باد سار سر

من شعرهای بیمزه گویم گران بوزن

او تازی غریب بیان کالخدار ذر

آواز شعر کرکر من هر که بشنود

گوشش شود ز بانگ من زشت کارگر

در آینه ببایدمان هر دو بنگرید

چونانکه درنگاشته خود نگارگر

من شعر بد سرایم و کس خواستار نی

ور هست نیست کس ز منش خواستارتر

او اندر آب تیره رید و من در آینه

بی پیرهن رید نکند پود و تار تر

بی نفع و بی ضرر دو کلوکیم خر فشار

زو کرده نفع نافع و برده زضار ضر

جائی که بگذریم ز دیدار ما شود

صد کار خیر از من وزان خر فشار شر

ای خواجگی ادیب گرانمایه اصیل

بود آنگهی که بود بحال صغار غر

اکنون شد از کبار و همی بر گرد بطبع

از مازنه خوید وز گند کبار بر

من چون لحام کورم و او چون کلنگ لنگ

آورده من بدین و بدو کنده باربر

او هست تازباز و خوهد نر و ماده نی

چون گاو و خر شده زپی تاز باربر

آن تازباز را که نباشد بکیسه سیم

با آن دگر که نیست به بند ازار زر

هر جا که بگذرد بسوی تاز بنگرد

آید ز تاز تیز بدان تازباز بر

چاریم هردو آن بیکی هجو مضمر است

تا هجو از که کرد خوهد زین دوچار چر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۹ - در هجو داماد ناصر بزازبرگوی بداماد خود ای ناصر بزاز
  2. شمارهٔ ۳۰ - در هجاء خمخانه گویدخر سر خمخانه ای بریش ترا تیز
  3. شمارهٔ ۳۱ - در وصف حال خود گویدمنم آن گشته غایب از تن خویش
  4. شمارهٔ ۳۲ - در هجاء احمد شباکبجان پاک تو ای خواجه احمد شباک
  5. شمارهٔ ۳۳ - در هجاء خمخانه گویدز بار هجو من خر خمخانه گشت لنگ
  6. شمارهٔ ۳۴ - در هجاء نظامینظامی ارچه نمرد است مرده انگارم
  7. شمارهٔ ۳۵ - در هجو خمخانه. . . ری به . . . ن خر سر خمخانه در برم
  8. شمارهٔ ۳۶ - در هجو خمخانهخر خمخانه را آزار کردم
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.