پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۲۹ - در هجو داماد ناصر بزاز

برگوی بداماد خود ای ناصر بزاز

تا مست شد از . . . ن نکند عربده آغاز

از وجه غزی و تتری سست رکونی

بر مردم کسبه نشود طاعن و غماز

تا کو بیان جمع نگردند دگر بار

در حمیت . . . ن سرش نگیرند دگر باز

با . . . ن در اینده و شلوار بریده

اینجا بفرستند مرا ورا بتک و تاز

بر مردم کسبه ننهند تهمت دزدی

تا خشک به . . . نش نسپوزند همه باز

بر سرش درآیند دگر ره بسر گرز

شلوارش ببرند دگر ره بسر گاز

اینجا بدرستی خبر آمد که بکسبه

داماد ترا مهمان بردند باعزاز

بسیار لطف کرد همه کس بحق وی

تا گنده شد و باز برآورد سر از ناز

کردند سزای در مرزش بسر بوق

وانگه چو دهل داد بهر روئی آواز

گویند که راز وی از خلق نگهدار

بانگ دهل و بوق توان داشت کجا راز

کردند منادی که بیائید و به . . . ائید

همسایه بهمسایه و انباز به انباز

چندانش به . . . ادند که اندر همه کسبه

یک . . . ر نمانده است از . . . ن بسر غاز

من ناصح اویم بتو غماز نمانم

تو ناصح او باش مباش از من غماز

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۱ - در وصف حال خود گویدمنم آن گشته غایب از تن خویش
  2. شمارهٔ ۳۲ - در هجاء احمد شباکبجان پاک تو ای خواجه احمد شباک
  3. شمارهٔ ۳۳ - در هجاء خمخانه گویدز بار هجو من خر خمخانه گشت لنگ
  4. شمارهٔ ۳۴ - در هجاء نظامینظامی ارچه نمرد است مرده انگارم
  5. شمارهٔ ۳۵ - در هجو خمخانه. . . ری به . . . ن خر سر خمخانه در برم
  6. شمارهٔ ۳۶ - در هجو خمخانهخر خمخانه را آزار کردم
  7. شمارهٔ ۳۷ - در هجو خمخانه و مدح قلج تمغاج خان مسعودخر خمخانه را ناسور پیدا گشت و بیطارم
  8. شمارهٔ ۳۸ - دلم چه خواهدشاعرکی تاز باز یافه درآیم
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.