پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۴۹ - در مدح مؤید

ای عامل خراج کفایت نمای راد

دستور خسرو و شرف دست میرزاد

خورشید جاودان مؤید یمین دین

کز سایه یمین تو زفتان شوند راد

رادیست حرفت کف و کلک و بنان تو

خلقی زحرفت کف و کلک و بنانت راد

تا از بنان و کلک و کف تو بمن رسید

تشریف و خلعتی که نشاید گرفت و داد

مادح نماند جز من و ممدوح جز توئی

من مادح از نژاد و تو ممدوح از نژاد

زان مهتران نئی تو که در خدمت و ثنات

بستن میان نشاید و نتوان زبان گشاد

دست و در دل تو گشاد است و طبع نیز

پاینده چون در دل و دستت گشاده باد

شعر مرا هر آینه از هزل چاشنی

ماند بجای بلبل و گشنیز و بغمخواد

تا بر حسود تو برم آن چاشنی بکار

کوبم در اجازه که تا بگذرم چو باد

گر کیقباد و کسری گردد حسود تو

صد . . . در . . . زن کسری و کیقباد

ناگفته خوبتر بتو از حاسدان تو

ایشان کنید خود که از ایشان کنند یاد

از حب خویش یاد کنم وآنچه بایدم

خواهم ز مجلس تو چو شاگرد از اوستاد

ای صدر اهل فضل مرا نان و جامه نیست

در گردنم هم از غله خانه غل فتاد

بر مجلس رفیع تو اطناب قصه را

این بنده رفع کرد و بر ایجاب دل نهاد

ده ساله کدخدائی شاهان بیک زمان

داری و بیش دارد ازین امر تو نفاذ

یک ماهه کدخدائی کردم ز تو سوآل

جودت سوآل من باجابت قرین کناد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۱ - در مدح قدر خانسلطان شرق شاه قدرخان ملکدار
  2. شمارهٔ ۵۲ - در مدح ملک محمد بن سلیمانای زپشت ارسلان خان ارسلان خان دگر
  3. شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان مسعود بن حسنای شهنشاه فریدون فر دارا دار و گیر
  4. شمارهٔ ۵۴ - در مدح رکن الدینهم ز آفریدگان و هم از آفریدگار
  5. شمارهٔ ۵۵ - در مدح علی بن حسین بن ذوالفقارای شهریار شرق و شه آل ذوالفقار
  6. شمارهٔ ۵۶ - در مدح افتخار الدین رضا ابن شمس الدین عمرداستان عشق فرهاد آمد و شیرین بسر
  7. شمارهٔ ۵۷ - در مدح فخر الدین احمدای بت گلرنگ روی، آن بادهٔ گلگون بیار
  8. شمارهٔ ۵۸ - در مدح تاج الامرا حسننوشد بجهان جهان دیگر
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.