پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۵۱ - در مدح قدر خان

سلطان شرق شاه قدرخان ملکدار

ملک پدر گرفت بتأیید کردگار

فیروز کرد و فرخ کرد و خجسته کرد

بر خاص و عام دیدن او روز روزگار

بفزود نور دیده و دلهای شهریان

از گرد نعل مرکب میمون شهریار

شاهی رسید ملک سمرقند را که هست

جمشید صف موکب و خورشید صدر بار

از شرق تا بغرب ببخشد بیک سوآل

ور قاف تا بقاف بگیرد بیک سوار

شاهی که هست روز نبرد و مبارزت

یک تن که حمله آرد در روی صد هزار

رنج موافقان برد از دست گنج بخش

آب مخالفان برد از تیغ آبدار

پیدا کند شجاعت و مردی بتیغ خویش

چونانکه کرد حیدر تازی بذوالفقار

خصمانه چون بجنگ درآید بروز حرب

بر خصم کارزار کند وقت کارزار

میراث خوار خسرو غازی است ملکرا

میراث را نماند میراث خوار خوار

تأثیر عدل او کند آن ملکرا چنان

کز خار ظلم میوه عدل آورد ببار

ای از شهان بگوهر شاهی بزرگتر

ملکی چو تو نبیند شاهی بزرگوار

شاها بزرگوارا از بندگان خویش

خدمت پذیر و جرم و جنایت فرو گذار

بنشین بشادمانی بر تخت مملکت

تا یابد از تو مسند تو عز و افتخار

بفرست بندگان بکنار همه جهان

تا آنکسان کز امر تو باشند بر کنار

گیرند در میان و بنزد تو آورند

بند میان بخدمت تو بسته استوار

عفو و عقوبت تو بود بر همه روان

آنسان که کام تو بود ای شاه کامکار

بادت شراب خون عدو و شکار خصم

یکساعت از شراب میاسای و از شکار

جان عدو شکر که شکاریست بیملال

خون حسود خور که شرابیست بی خمار

جان تو پادشاها در زینهار حق

بر جان خویش دشمن تو خورده زینهار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان مسعود بن حسنای شهنشاه فریدون فر دارا دار و گیر
  2. شمارهٔ ۵۴ - در مدح رکن الدینهم ز آفریدگان و هم از آفریدگار
  3. شمارهٔ ۵۵ - در مدح علی بن حسین بن ذوالفقارای شهریار شرق و شه آل ذوالفقار
  4. شمارهٔ ۵۶ - در مدح افتخار الدین رضا ابن شمس الدین عمرداستان عشق فرهاد آمد و شیرین بسر
  5. شمارهٔ ۵۷ - در مدح فخر الدین احمدای بت گلرنگ روی، آن بادهٔ گلگون بیار
  6. شمارهٔ ۵۸ - در مدح تاج الامرا حسننوشد بجهان جهان دیگر
  7. شمارهٔ ۵۹ - در مدح ابوالعلا عمربن محمد بن علاسخن سرای نگوید ثنا سزای سزا بر
  8. شمارهٔ ۶۰ - در سپاس از ایزد و مدح سنجرهست بر پرورده شکر نعمت پروردگار
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.