پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۱۹ - شاعر دروغگوست؟

ز روزگار به جان آمدم ز غم بشتاب

اگر بنالم جای است ازین عنا و عذاب

زمانه میدهدم گوشمال و می زندم

مگر که خیک شد ستم زمانه را دریاب

مثل زنند که شاعر دروغگوی بود

خطاست باری نزد من این مثل نه صواب

بباب مدح خداوندگار و قصه خویش

بجان پاک پیمبر که نیستم کذاب

ایا گزیده اولاد پاک پیغمبر

بجاه خویش بدین قصه برنویس جواب

رسید خیل زمستان و آن تموز برفت

که خلق زنده بی آتش همی شدند کباب

زبر و جود تو دارم تمام جامه تن

تمام بقعه و فرزند خود برونق و آب

بصدر بار تو بردارم از جهان حاجت

اگر بیک لب نان باشد و بیک دم آب

ذئاب وار بهر در نرفتم و نروم

وگر روم ز در تو منافقم چو ذئاب

تو آفتابی و مهتاب دیگران و تبش

زآفتاب توان خواستن نه از مهتاب

بتاب سال و مه ای آفتاب فضل و شرف

بر آسمان سعادت بروزگار شباب

بنای جاه تو آباد باد تا به ابد

سرای دولت اعدای تو خراب و بیاب

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۱ - در مدح قدر طغان خانبخت یار قدر طغان خانست
  2. شمارهٔ ۲۲ - در مدح شمس الدیندر دل هر که مهر ایمانست
  3. شمارهٔ ۲۳ - در مدح وزیر شمس الملکای صاحبی که خطبه دولت بنام تست
  4. شمارهٔ ۲۴ - در مدح شمس الملکهر کجا شاه جهانرا سفر است
  5. شمارهٔ ۲۵ - در مدح شمس الملکتا مرا بر رخ خوبت نظر است
  6. شمارهٔ ۲۶ - در مدح وزیر صدرالدینصدری که بر صدور زمانه مقدم است
  7. شمارهٔ ۲۷ - در مدح وزیرای روز عید خلق وز خلق را نجات
  8. شمارهٔ ۲۸ - در مدح سعدالملک وزیررسیده ماه محرم به سال پانصد و شصت
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.