پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح شمس الدین

محترم شاه شریعت آمد از بیت الحرم

آمد از بیت الحرم شاه شریعت محترم

آنکه از وی محترم تر زایر آمد رونداست

تا پدیدار آمدست آمد شد بیت الحرم

صدر قارون نقی نسبت که اندر دین حق

آنچه قارون نقی از تیغ کرد او را قلم

او پرستاران حق را با خود از روی نیاز

زایر بیت الحرم کرد از ره لطف و کرم

پادشاه تخمه برهان اجل شمس حسام

آنکه از رفتار او شد بادیه باغ ارم

آیت رنج و عنای سالکان راه حج

اندران حاجی بشد نازک که با او شد بهم

مکه و یثرب زیارت کرد و چون مردان مرد

بر جمال دو حرم پاشید دینار و درم

لشگری را برد و باز آورد در انعام خویش

پادشا منعم بود بهر حشم دارد نعم

خسرو شرعست و شیرین لفظ او شیرین اوست

جلوه شیرین او بر مسند لا و نعم

هر چه او بر لفطظ شیرین رانده اندر اصل و فرع

مستمع دارد مرانرا مستفاد و مغتنم

هست چون برهان سیف و چون حسام الدین تاج

بر ره نعمان ثابت راسخ و ثابت قدم

کیست اندر ملک شرع از نسبت برهان جز او

شمس نام و آب حسام و سیف جد و تاج عم

آمد از وی بر هواداران درین میمون سفر

آنچه از شیر شکاری بر دل حزم و غنم

قافله سالار سنت را ازو فتح و ظفر

ملحدان قلعه الموت را موت و الم

از شکوه او شکاف کوه را کردند پست

چون کشف کردند پنهان دست و پا اندر شکم

حجت او بر هواداران هوا را دام کرد

کی براید صید را در حلق دام از حلق دم

مبتدع چون صید او شد مانده در دام نظر

از دم سنت هدر شد مبتدع را دین و دم

از شرایع آنچه اندر حج اسلامست کرد

نزد حق کرد او مقبول باشد لاجرم

ای سر برهانیان فضلیان از فضل حق

گشت برهان تو پیدا در عرب وندر عجم

یافت خاقان از تو تشریف امیرالمؤمنین

زد برین تشریف میمون از بر کیوان علم

این کرامت از تو شاهنشاه را آمد پسند

منت این هست بر جان رعایا و حشم

شاه عالم را بتشریف امیرالمؤمنین

شادمان کردی که در عالم مبادت هیچ غم

از سفر خرم خرامیدی و کردی ناگهان

حضرت جلت بدین خرم خرامیدن خرم

هرکجا خواهی که بخرامی بتقدیر ملک

بود خواهد خرمی بر دفتر عمرت رقم

تا بتابد جرم شمس و قطره تا بارد زابر

تا که نور ماه گردد گاه بیش و گاه کم

تو چو شمس روشن رخشنده از برج شرف

حاسد منحوس تو گر بنده چون ابر دژم

ذره تابنده شمس و قطره بارنده ابر

باد کم در پیش سال عمر تو ای محتشم

سوزنی شاه شریعت را ستایش کن بشعر

وانگهی از شعر حکمت گر داری حکم

آفرین و مدح شاه شرع گفتن حکمتست

کاندرین حکمت نباشند اهل حکمت متهم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح حسام الدینای حسام دگر از گوهر والای حسام
  2. شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح وزیرصاحب عادل وزیر شاه معظم
  3. شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح سعدالملکز گردون سعد اکبر داد پیغام
  4. شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح نظام الدین محمدبر خود از طبع خود سلام کنم
  5. شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح علی بن احمدمیر خوبان کشید نامعلوم
  6. شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح محمودبن عبدالکریممهتر آن بهتر که باشد فاضل و راد و کریم
  7. شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح نظام الدینجاودان ماند کریم از مدح شاعر زنده نام
  8. شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح نجم الدیندلبند من که بنده رویش مه تمام
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.