پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح صفی الدین

هلال روزه میمون لقای فرخ فال

نمود روی ز گردون نیل فام چو نال

خمیده قامت و خدمت نموده بر گردون

ز روی قبله بدرگاه آفتاب جلال

اجل صاحب عادل که مثل او گیتی

پدید نارد و ناورده صاحب اقبال

کبیر عالم کاندر صلاح ذات ویست

صلاح خلق کبیر مهمین متعال

صفی دولت عالی معین ملت حق

وزیر نیک پی نیک رسم نیک خصال

ثبات علم و عمل هست بر رعیت شاه

بسیرت علما و بصورت عمال

چو کارها به نیتهاست گفت صاحب شرع

وراست پر ز نکوئی جریده اعمال

شد است مشفق بر عامه رعیت شاه

چو مادر و پدر خوب مهر بر اطفال

گشاده کرد در داد و بست دست ستم

یکی ز بهر ثواب و یکی ز بیم وبال

ز عدل او نه عجب باشد ار بکوه و بدشت

پلنگ و یوز شود پاسبان عزم و غزال

بنوک کلک بگسترد عدل در عالم

بر آن قیاس که همنام او بزخم دوال

بباب عدل ز همنام او چو در گذری

کسی نیابی او را دگر نظیر و همال

سران دهر و بزرگان عصر او را نیست

بجز بخدمت درگاه او مآب و مآل

رسیده اند جهانی ز خدمت در او

بآب و حشمت و جاه و بناز و نعمت و مال

وفا شود ز کف راد او بجود و سخا

اگر بجان گرامی ازو کنند سوآل

برد ز جود کف او کمینه سائل او

ببدره زر عیار و بکیسه سیم حلال

همای جاه تو پرواز کرد بر سر خلق

کسی که سایه او یافت رسته شد زاهوال

بزیر سایه او باشد این جهان یکسر

چو آن همای همایون بگسترد پر و بال

ایا همایون صدری که فر طلعت تو

به از همای همایون بود بفر و بفال

زمانه نیک سگالیست پادشاهی را

که هست او را چون تو وزیر نیک سگال

ترا بصاحب ری گر کسی قیاس کند

ورا بود نه ترا اندرین قیاس جمال

اگر که صاحب ری بودی اندرین ایام

کجا تو باشی او باشدی بصف تعال

کمال صاحب ری هرگز اندرین نرسد

در آنچه هست سزای تو نیست او بکمال

محل و قدر ترا کردگار کرد فزون

هرآنچه کرد و کند کردگار نیست محال

بر آسمان بزرگی و بوستان سری

تو بدر و سروی و دیگر کسان هلال و خلال

چنانکه بدر بتابد ز آسمان تو بتاب

چنانکه سرو ببالد ببوستان تو ببال

حسود جاه تو بادا ز بار محنت و غم

نحیف تن چو خلال و خمیده قد چو هلال

همیشه تا مه روزه است بهترین شهور

هماره تا شب قدر است بهترین لیال

بقدر باد ز عمر تو هر شبی شب قدر

بخیر همچو مه روزه هر مه تو ز سال

هزار سال ترا عمر باد و هر روزی

ز سال عمر تو چون روز اول شوال

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح جمال الدین عمرداد صدر دین و دنیا صاحب فرخنده فال
  2. شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح علی بن احمداز من بآزمون چو طلب کرد یار دل
  3. شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح جمال الدین محمودنگار من همه حسن و ملاحت است و جمال
  4. شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح مؤیدالدینز قد چون الف سیم آن لطیف غزال
  5. شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح قدر ارسلانسوی جبال سپهدار شرق شد به جدال
  6. شمارهٔ ۱۰۷ - چیم کیمز هر بدی که تو دانی هزار چندانم
  7. شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح شاه توراننهاد ملکت توران شد آباد و خوش و خرم
  8. شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح شمس الدینمحترم شاه شریعت آمد از بیت الحرم
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.