پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

مدایح و مراثی

شمارهٔ ۳۵ - تجدید مطلع

شها تو ماهی و مهرت به دل گرفته قرار

به بندگیّ تو دارم من از ازل اقرار

تویی که ماه بنی هاشمت همی خوانند

در آسمان نکویی و در سپهر وقار

تو آفتاب حجازی و ماه کنعانت

کلاف جان به کف دل نهاده در بازار

شها تو یوسف حُسنی و یوسفان جهان

به پیش حُسن تو چون صورتند بر دیوار

ترا چنانکه تو هستی مدیح نتوان کرد

که عقل را به سر کوی عشق نبود بار

سفیر عقل کجا ره برد، به کشور عشق

که جای عشق بلند است و ره بسی دشوار

امیر کشور عشقی و در وفاداری

نیامده است و نیاید به عصری از اعصار

پی وفای حسین اینقدر فشردی پای

که هر دو دست برفتت ز دست و دست از کار

به آستان تو سوگند کاستانه ی تو

ز عرش برتر و بالاتر است چندین بار

اساس قصر جلال تو بسکه هست رفیع

جز ایزدش نتوان بود دیگری معمار

شها، به مدح و ثنای تو طایر طبعم

چو مرغکی است که از بحر تر کند منقار

مرا چو مدح و ثنا در خور جلال تو نیست

پس از ثنا ز ثنا، می نمایم استغفار

ولی به مدح تو چون ذات من بود مجبور

از این قبیل سخن سر از او زند ناچار

چنانکه از پی تجدید مطلعی دیگر

زبان چو شعله ی تیغ تو گشته آتشبار

ادامه‌ی مدایح و مراثی

  1. شمارهٔ ۳۷ - در شهادت حضرت ابوالفضل (ع)طبعم به هر ترانه نوای دگر زند
  2. شمارهٔ ۳۸ - تجدید مطلع دومعبّاس اگر که دست به شمشیر بر زند
  3. شمارهٔ ۳۹ - در مدح و منقبت و ذکر شهادت حضرت علی اکبر (ع)طبع شرر فشانم ار شعله ی آذر آورد
  4. شمارهٔ ۴۰ - تجدید مطلعخواهد اگر، به جلوه آن روی منوّر آورد
  5. شمارهٔ ۴۱ - در شهادت حضرت علی اکبر (ع)باز این سرِ سودایی ام با عشق همسر آمده
  6. شمارهٔ ۴۲ - در رشادت و شهادت حضرت مسلم (ع)کسی کو با بتی شیرین زبان همراز و همدم شد
  7. شمارهٔ ۴۳ - تجدید مطلعبه حکم شاه دین بر کوفه رفتن چون مصمّم شد
  8. شمارهٔ ۴۴ - در شهادت حضرت قاسم (ع)زبان خامه در این داستان بود الکن
همه‌ی مدایح و مراثی ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.