پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

مدایح و مراثی

شمارهٔ ۲۸ - در مدح حضرت رضا (ع) و تقاضای صله

ای منبع فتوّت و ای معدن کرم

بادا، سلام حق به جناب تو دمبدم

وز من به قدر رحمت حق هر دمی سلام

بر آستان اقدست ای قاعد امم

یا پرتوی زنور جمالت به من بتاب

یا خانه ی وجود مرا ساز منهدم

آخر مگر، نیم متمسّک به حبل تو

یا نیستم به ذیل جناب تو معتصم

آخر مگر نه قصد تو کردم ز راه دور

یا محنت سفر نکشیدم به هر قدم

عمری مگر نه صرف نمودم به عشق تو

یا جان پی نثار تو ناوردم از عدم

اینها مگر نه جمله زفیض وجود تست

اتمم علیّ نعمتک ای سابغ النّعم

گر فی المثل خزاین عالم به من دهی

باشد به نزد جود تو یک قطره یی زیم

گیرم که من نه مادح شاهم ولی چه شد

آن لطف بی عوض که بود لازم کرم

گر، پرسدم کسی که ترا داد جایزه

لا، در جواب گویمش ای شاه یا، نعم

گر، از درم برانی با حالت پریش

روبر، درِ که آورم ای قبله ی امم

گر، برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر

این مهر بر که افکنم این دل کجا برم

حاشا ز لطفت ای همه عالم ترا، غلام

کلاّ، ز جودت ای همه شاهان ترا، خدم

کز درگه امید تو امّیدوار تو

محروم و ناامید رود با هزار غم

یا زود کن عطا صله ی شعر بنده را

یا زود کش به دفتر اشعار من قلم

ادامه‌ی مدایح و مراثی

  1. شمارهٔ ۳۰ - تجدید مطلعای آنکه در طریق هدی رهنما تویی
  2. شمارهٔ ۳۱ - قصیده در مدح و منقبت حضرت صاحب الزمان (عج)نمود خور چو رُخ اندر نقاب شب پنهان
  3. شمارهٔ ۳۲ - تجدید مطلعچو گشت رایت دارای روزگار عیان
  4. شمارهٔ ۳۳ - در مدح حضرت زینب سلام الله علیهانمی دانم چه بر سر خامه ی عنبر فشان دارد
  5. شمارهٔ ۳۴ - در مدح حضرت ابوالفضل (ع)امید راستی از چرخ کجمدار مدار
  6. شمارهٔ ۳۵ - تجدید مطلعشها تو ماهی و مهرت به دل گرفته قرار
  7. شمارهٔ ۳۶ - تجدید مطلع دومسمند کین چو بتازی به رزم حیدروار
  8. شمارهٔ ۳۷ - در شهادت حضرت ابوالفضل (ع)طبعم به هر ترانه نوای دگر زند
همه‌ی مدایح و مراثی ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.