پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

مدایح و مراثی

شمارهٔ ۲۳ - در مدح حضرت موسی بن جعفر (ع)

عاشق آن باشد که چون سودا کند یکجا کند

هر دو عالم با سر یک موی او سودا کند

از برای سوختن پروانه سان پر، وا کند

نی ز سر در راه جانان نی ز جان پروا کند

در خَم چوگان حکم دوست گردد همچو گوی

خود نبیند در میان تا فرق سر از پا کند

عاشق آن باشد که چون در بزم جانان بار یافت

باده اشک سرخ و ساغر دیده دل مینا کند

چون حدیث لعل جانان بشنود از تار تار

در مزاجش تار، کار نشئه صهبا کند

آنچنان سازد ز خود خود را، تهی وز دوست پُر

دوست را، مجنون خویش و خویش را لیلا کند

عاشق آن باشد که عشقش طعنه بر، وامق زند

وز عذار گلعذارش ناز بر عذرا کند

آن بت بالابلایش گر فرستد صد بلا

خود، نمی بیند بلا تا روی در بالا کند

از بلا هرگز نپرهیزد، که در راه طلب

جذب جانان خار را گل خاره را، دیبا کند

عشق را، نازم که چون می تازد اندر کشوری

غیر خود هر چیز بیند سربسر یغما کند

کیست آن عاشق که در زندان هارون هفت سال

شکر تنهایی برای خالق تنها کند

شد پسند خاطرش یکتایی و زندان از آن

تا، دوتا خود را به پیش ایزد یکتا کند

نیست در توحید استثنا به غیر از ذات حق

جان فدای آن شهی کوکار مستثنی کند

گر قَدر گردد مقدّر نیست بی فرمان او

ور قضا باشد مصوّر حکم او امضا کند

یک اشاره گر کند عالم شود یکسر عدم

عالمی ایجاد باز از نو به یک ایما کند

بر جبین ابلیس را او داغ ابلیسی نهد

بوالبشر را آدم او از «علّم الاسما» کند

زآب و آتش نوح و ابراهیم را بخشد نجات

آب را، غبرا و آتش لاله ی حمرا کند

حضرت موسی بن جعفر کاظم و جاذم که او

ناظم دین است و دین را عزم او انشا کند

یارب این موسی چو موسائیست کز یک جلوه یی

رخنه ها، درجان موسی و دل سینا کند

می شکافد سینه ی سینا و عمران زاده را

از ظهور یک تجلّی «خرّمغشیّا» کند

گه عصا را، در کف موسی نماید اژدها

گاه از همدستی اش موسی یدوبیضا کند

یکدمی شد همدمش تا یافت این دم ازدمش

ورنه عیسی کی تواند مرده را احیا کند

زان سبب باب الحوائج شد لقب او را که او

هر مراد و مطلبی حاصل «کماترضی» کند

هر که شد امروز چون ابلیس زین در، بی خبر

خاک محرومی به سر در موقف فردا کند

مطلعی گردید طالع بازم از عرش خیال

جبرئیل خامه را، برگو که تا انشا کند

ادامه‌ی مدایح و مراثی

  1. شمارهٔ ۲۵ - در مدح ثامن الائمه حضرت رضا (ع)جمال آن پری بی پرده تا از پرده پیدا شد
  2. شمارهٔ ۲۶ - تجدید مطلعشهنشاهی که مرآت مثال الله علیا شد
  3. شمارهٔ ۲۷ - در منقبت حضرت رضا (ع) و اظهار اشتیاق زیارت آن بزرگوارای صبا سوی خراسان از نجف می کن گذار
  4. شمارهٔ ۲۸ - در مدح حضرت رضا (ع) و تقاضای صلهای منبع فتوّت و ای معدن کرم
  5. شمارهٔ ۲۹ - در مدح حضرت رضا (ع)ای خاک طوس چشم مرا، توتیا تویی
  6. شمارهٔ ۳۰ - تجدید مطلعای آنکه در طریق هدی رهنما تویی
  7. شمارهٔ ۳۱ - قصیده در مدح و منقبت حضرت صاحب الزمان (عج)نمود خور چو رُخ اندر نقاب شب پنهان
  8. شمارهٔ ۳۲ - تجدید مطلعچو گشت رایت دارای روزگار عیان
همه‌ی مدایح و مراثی ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.