پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۶

عمر بی عشق می گذاری هیچ

حاصل از عمر خود چه داری هیچ

ماسِوی الله طلب کنی شب و روز

به عدم می روی چه آری هیچ

در دو عالم به جز یکی نبُود

این عددها که می شماری هیچ

دنیا و آخرت رها کردی

آری آری چه می گذاری هیچ

یار کز جور یار بگریزد

باشد آن یار هیچ و یاری هیچ

در میانست یار ما با ما

گر تو بیچاره در کناری هیچ

جان به جانان سپار و منت دار

ور به منت همی سپاری هیچ

در خماری و می نمی نوشی

باز فرما که در چه کاری هیچ

همه عالم حقیقتاً مائیم

نیست خود غیر ذات باری هیچ

خم می خوش خوشی به جوش آمد

گر تو انگور می فشاری هیچ

با سخن های میر ترکستان

چه بُود گفته بخاری هیچ

ما حریف محمدیم امشب

گر تو با گل نه ای بخاری هیچ

نعمت الله را کنی انکار

منکر شاه و شهریاری هیچ

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۸خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۹در دو عالم چون یکی دارندهٔ اشیا بود
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰دل چو سلطان ملک جان گردد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱هرچه مقصود تو است آن گردد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲رند مستی که گرد ما گردد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳رندان باده نوش که با جام همدند
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴نقطه ای در الف هویدا شد
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر
همه‌ی قصاید ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.