پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل اول

بخش ۶ - حقیقة الحقایق

ای که اندر حجاب ماندستی

آیت نور را نخواندستی

از طلب حاضر تو غایب شد

رای صائب همه مصایب شد

حاضری کز طلب شود پنهان

دیدن او به سعی و جد نتوان

هرزه هر ساعتی ز بیکاری

دیدۀ دل به خار می​خاری

سَدَّت اندر ره خدا دانی

دانش دانش است تا دانی

دانش حق ذوات را فطری است

دانش دانش است کان فکری است

در ازل از چه کردی استدلال

که «بلی» گفته ​ای جواب سؤال

دور کردی تو مرد کارافزای

خویش را از جناب و جنب خدای

وه که چون در رسی به سر نهفت

چند «واحسرتا»ت باید گفت

ادامه‌ی فصل اول

  1. بخش ۸ - حکایتدید یک عاشق از دل پر تاب
  2. بخش ۹ - الضلال المبینمنکر حق طبیعی آمد و بس
  3. بخش ۱۰ - التمثیلوحدت حق چو مرکزی است بسیط
  4. بخش ۱۱ - المنشأمنشأ این خلاف شد میمون
همه‌ی فصل اول ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.