پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

گلشن راز

بخش ۲۵ - جواب

کسی بر سرِّ وحدت گشت واقف

که او واقف نشد اندر مَواقف

دلِ عارف شناسا‌ی وجود است

وجودِ مطلق او را در شهود است

به جز هستِ حقیقی‌، هست نشناخت

از آن رو هستیِ خود پاک در باخت

وجودِ تو همه خار است و خاشاک

برون انداز از خود جمله را پاک

برو تو خانهٔ دل را فرو روب

مهیّا کن مقام و جای محبوب

چو تو بیرون شدی او اندر آید

به تو، بی تو جمالِ خود نماید

کسی کاو از نَوافِل گشت محبوب

به لایِ نفی کرد او خانه جاروب

درونِ جانِ محبوب او مکان یافت

ز «بی یَسمَع و بی یَبصَر‌» نشان یافت

ز هستی تا بوَد باقی بر او شَیْن

نیابد علمِ عارف صورتِ عین

موانع تا نگردانی ز خود دور

درونِ خانهٔ دل نایدت نور

موانع چون در این عالم چهار است

طهارت کردن از وی هم چهار است

نخستین پاکی از اِحداث و اَنجاس

دوم از معصیت وز شرِّ وسواس

سوم پاکی ز اخلاقِ ذَمیمه است

که با وی آدمی همچون بَهیمه است

چهارم پاکی سِرّ است از غیر

که اینجا منتهی می‌گرددش سیر

هر آن کاو کرد حاصل این طهارات

شود بی شک سزاوار مناجات

تو تا خود را به‌کلّی در نبازی

نماز‌ت کی شود هرگز نمازی

چو ذاتت پاک گردد از همه شَینْ

نمازت گردد آنگه قُرّةالعین

نماند در میانه هیچ تمییز

شود معروف و عارف جمله یک چیز

ادامه‌ی گلشن راز

  1. بخش ۲۷ - جوابمکن بر نعمت حق ناسپاسی
  2. بخش ۲۸ - تمثیل در بیان نسبت عقل با شهودندارد باورت اکمه ز الوان
  3. بخش ۲۹ - سوال از معنی انا الحقکدامین نقطه را نطق است «اناالحقّ»
  4. بخش ۳۰ - جواب«اناالحقّ» کشف اسرار است مطلق
  5. بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحادمن و ما و تو و او هست یک چیز
  6. بخش ۳۲ - تمثیل در نمودهای بی‌بودبنه آیینه‌ای اندر برابر
  7. بخش ۳۳ - سوال از معنی وصالچرا مخلوق را گویند واصل
  8. بخش ۳۴ - جوابوصالِ حقّ ز خلقّیت جدائی است
همه‌ی گلشن راز ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.