پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

گلشن راز

بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد

من و ما و تو و او هست یک چیز

که در وحدت نباشد هیچ تمییز

هر آن کو خالی از خود چون خلا شد

انا الحق اندر او صوت و صدا شد

شود با وجه باقی غیر هالک

یکی گردد سلوک و سیر و سالک

حلول و اتحاد از غیر خیزد

ولی وحدت همه از سیر خیزد

تعین بود کز هستی جدا شد

نه حق شد بنده نه بنده خدا شد

حلول و اتحاد اینجا محال است

که در وحدت دویی عین ضلال است

وجود خلق و کثرت در نمود است

نه هرچ آن می‌نماید عین بود است

ادامه‌ی گلشن راز

  1. بخش ۳۳ - سوال از معنی وصالچرا مخلوق را گویند واصل
  2. بخش ۳۴ - جوابوصالِ حقّ ز خلقّیت جدائی است
  3. بخش ۳۵ - تمثیل در اطوار وجود و بی اعتباری هستی عالم وجودبخاری مرتفع گردد ز دریا
  4. بخش ۳۶ - سوال از ماهیت قرب و بعد و امکان وصال با حقوصال ممکن و واجب به هم چیست
  5. بخش ۳۷ - جوابز من بشنو حدیث بی کم و بیش
  6. بخش ۳۸ - سوال از ماهیت نطق و بیانچه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد
  7. بخش ۳۹ - جوابیکی دریاست هستی، نطق ساحل
  8. بخش ۴۰ - تمثیل در بیان ماهیت صورت و معنیشنیدم من که اندر ماهِ نیسان
همه‌ی گلشن راز ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.