پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

عاشق اینجا از برای دیدن یار آمده‌ست

بلبل شوریده بهر گل به گلزار آمده‌ست

این جهان بازار کار عشق جانان است، از او

آن برد مقصود کو با زر به بازار آمده‌ست

عاشقم او را ندانم دولت است این یا فضول

کآن توانگر را چو من مفلس خریدار آمده‌ست

تا جهانی خلق را چون ذره سرگردان کند

آفتاب حسن در رویش پدیدار آمده‌ست

دوست چون در نیکویی یکتاست همچون آفتاب

عاشقش زآن در عدد چون ذره بسیار آمده‌ست

بر چون او یوسف‌جمالی سورهٔ آیاتِ حُسن

راست چون تورات بر موسی به یک بار آمده‌ست

در میان جمع خوبان یار ما (گویی مگر)

در چمن طاووس روحانی به رفتار آمده‌ست

بس کله‌داران دولت را قباها خرقه شد

تا سر این تاج خوبان زیر دستار آمده‌ست

چون عسل جانم به یادش کام شیرین می‌کند

تا نبات خط بر آن لعل شکربار آمده‌ست

هر که را بر لوح دل پیوست عشقش حرف خویش

بی‌زبان و بی‌دهان چون خط به گفتار آمده‌ست

روح باغ میوه عشق (است) و همت باغبان

وین تن خاکی به گردش همچو دیوار آمده‌ست

سعدی از قدر تو غافل بود آن ساعت که گفت

(این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده‌ست)

سیف فرغانی سنایی شد به شعر و، نظم اوست

نافهٔ مشکی که از وی بوی عطار آمده‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱بداد باز مراصحبت نگاری دست
  2. شمارهٔ ۷۲هان ای نسیم صبح که بویت معطرست
  3. شمارهٔ ۷۳بازم از جور فلک این دل غمناک پرست
  4. شمارهٔ ۷۴صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست
  5. شمارهٔ ۷۵نسخه عشق تو بر رق دلم مسطورست
  6. شمارهٔ ۷۶اختر ازخدمت قمر دورست
  7. شمارهٔ ۷۷دلرا چو کرد عشق تهی و فرو نشست
  8. شمارهٔ ۷۸هرچه خواهی کن که برما دست حکمت مطلقست
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.