پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۱۵ - فی قدوم الخضر

دوش چون شاهد جهان افروز

زلف شب برگرفت از رخ روز

من چو عنقا نهفته روی از خلق

شسته حرفِ ریا ز تختهٔ زرق

گاهی اندر فنا بقا جستم

درد را زان جهت دوا جستم

گاه سر بر در عدم زده‌ام

در ره نیستی قدم زده‌ام

به وثاقم درآمد از ناگاه

خضر پیغمبر آن ولی الله

گفت ای عندلیب، گلشن کن‌

طوطی خوش نوای نغز سخن

تا کی این عاجزی و حیرانی

اندرین تنگنای ظلمانی

چونکه بر تافتی ز دعوی روی

خیز و آب حیات معنی جوی

تا ازین ظلمتت نجات بود

در جهان بقا حیات بود

در مضیق جهان توقف چیست‌؟

این همه غصه و تاسف چیست‌؟

نه چو یعقوب‌ گم شدت فرزند

که بریدی ز خرّمی پیوند

گفت خضرم ز راه غمخواری

کای فرو مانده در گرفتاری‌

بیت احزان چه جای توست بگو

مصر عشق از برای توست بجو

خیز و بیرون خرام ازین مسکن

رخت خود زین وطن برون افکن

کاندرین خطّهٔ خراب‌آباد

نشود خود دل خراب، آباد

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۱۷ - در سؤال از عقل کل و جواب اوخردم دوش اندرین معنی
  2. بخش ۱۸ - در جواب عقل «‌و سقیهم ربهم شراباً طهورا»گفتم ای سایهٔ الهی تو
  3. بخش ۱۹ - در شکایت احوالنیستم اندرین سرای مجاز
  4. بخش ۲۰ - فی الشکایهچه‌کنم باکه‌گویم این سخنم
  5. بخش ۲۱ - فی تخلص الممدوح و تلخیص الروح‌بود روزی مبارک و فرخ
  6. بخش ۲۲ - مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرارخالق خلق وایزد بی چون
  7. بخش ۲۳ - وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَدر نگر تا که آفرید ترا ؟
  8. بخش ۲۴ - افحسبتم انما خلقناکم عبثاًتو چه پنداشتی که ایزد فرد
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.