پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۱۹ - در شکایت احوال

نیستم اندرین سرای مجاز

طاقت بار و قوّت پرواز

نه غم این طرف توانم خورد

نه بدان شهر ره توانم برد

پس همان به که گوشه‌ای گیرم

تن زنم گر زیم و گر میرم

به حوادث رضا دهم شاید

چه کنم آنچنانکه پیش آید

بروم باهنر همی سازم

وز هنر بر فلک سرافرازم

به خدایی‌ که پاک و بی عیب است

واهب العقل و عالم الغیب است

که مرا اندرین سرای هوس

جز هنر نیست یار و مونس‌ کس

هنرم هست لیک دولت نیست

در هنر هیچ بوی راحت نیست

باهنر کاش دولتم بودی

تا غم و غصه‌ام نفرسودی

هست معلوم عالم و جاهل

که در این روزگار بی‌حاصل،

منصب آل را بویه شور انگیخت

نان‌ کسی خورد‌ که آبرو‌ی بریخت

من نه آنم که شور انگیزم

آبرو را برای نان ریزم

همّتم هست گرچه نانم نیست

سخن فحش بر زبانم نیست

تا ابد بینوا بخواهم ماند

فحش و بد بر زبان نخواهم راند

بخت من زان چنین نژند افتاد

که مرا همّت بلند افتاد

نه خطا گفتم و غلط کردم

‌حشو بود این‌ گهر که من سفتم

من در این غصه جان همی‌کاهم

منصب این جهان نمی‌خواهم

عزّت آن جهان همی‌باید

گر ذلیلم در این جهان شاید

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۲۱ - فی تخلص الممدوح و تلخیص الروح‌بود روزی مبارک و فرخ
  2. بخش ۲۲ - مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرارخالق خلق وایزد بی چون
  3. بخش ۲۳ - وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَدر نگر تا که آفرید ترا ؟
  4. بخش ۲۴ - افحسبتم انما خلقناکم عبثاًتو چه پنداشتی که ایزد فرد
  5. بخش ۲۵ - اَعْدا عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتی بَیْنَ جَنْبَیْکَگر کنی قهر ازو نفیس شوی
  6. بخش ۲۶ - کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرونتو اگر نیک نیکی اربدبد
  7. بخش ۲۷ - حکایتاندر آن دم که مبدع اشیا
  8. بخش ۲۸ - قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماءهمه افتاده‌اند در تک و تاز
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.