پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۰۶

گر من سر ناز هر خسی داشتمی

معشوقه درین شهر بسی داشتمی

ور بر دل خود دست رسی داشتمی

در هر نفسی همنفسی داشتمی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۰۸ای شمع ترا نگفتم از نادانی
  2. رباعی شمارهٔ ۴۰۹ای آنکه مرا به جای عقل و جانی
  3. رباعی شمارهٔ ۴۱۰پرسی که ز بهر مجلس افروختنی
  4. رباعی شمارهٔ ۴۱۱یک روز نباشد که تو با کبر و منی
  5. رباعی شمارهٔ ۴۱۲گفتم چو لبی بوسه ده‌ای بی‌معنی
  6. رباعی شمارهٔ ۴۱۳تا مخرقه و راندهٔ هر در نشوی
  7. رباعی شمارهٔ ۴۱۴جز راه قلندر و خرابات مپوی
  8. رباعی شمارهٔ ۴۱۵گیرم که مقدم مقالات شوی
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.