پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۸۶

ای دل منیوش از آن صنم دلداری

بیهوده مفرسای تن اندر خواری

کان ماه ستمگاره ز درد و غم تو

فارغ‌تر از آنست که می‌پنداری

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۸۸زان چشم چو نرگس که به من در نگری
  2. رباعی شمارهٔ ۳۸۹گیرم که غم هجر وصالم نخوری
  3. رباعی شمارهٔ ۳۹۰از نکتهٔ فاضلان به اندام‌تری
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹۱گفتی که چو راه آشنایی گیری
  5. رباعی شمارهٔ ۳۹۲باشد همه را چو بر ستارهٔ سحری
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹۳راهی که به اندیشهٔ دل می‌سپری
  7. رباعی شمارهٔ ۳۹۴هست از دم من همیشه چرخ اندر دی
  8. رباعی شمارهٔ ۳۹۵چون بلبل داریم برای بازی
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.