پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۴۳

چون موی شدم ز رشک پیراهن تو

وز رشک گریبان تو و دامن تو

کاین بوسه همی دهد قدمهای ترا

وآنرا شب و روز دست در گردن تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴۵ای زلف و رخ تو مایهٔ پیشهٔ تو
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴۶ای همت صد هزار کس در پی تو
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴۷دل کیست که گوهری فشاند بی تو
  4. رباعی شمارهٔ ۳۴۸چون آتش تیز بی‌قرارم بی تو
  5. رباعی شمارهٔ ۳۴۹ای عقل اگر چند شریفی دون شو
  6. رباعی شمارهٔ ۳۵۰اندر ره عشق دلبران صادق کو
  7. رباعی شمارهٔ ۳۵۱باز آن پسر چه زنخ خوش زن کو
  8. رباعی شمارهٔ ۳۵۲ای معتبران شهر والیتان کو
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.