پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

کتاب المراثی و المصائب

شمارهٔ ۵۰ - و له فی المرثیه

نه چنان گشت خزان گلشن ایمان چمنش

که توان یافت نشان از سمن و یاسمنش

تابکی دوست گذاری چقدر خصم نواز

بلکه نالم ز تقاضای سپهر و فتنش

هر زمان پیک غمی می‌رسد از کرببلا

که رسد بوی ملالی به شام از سخنش

پیر کنعان شده دل بس که ز هر سو زده صف

سپه ناله به پیرامن بیت الحزنش

محشر آن روز بپا گشت که از ملک حجاز

پسر فاطمه در کرب و بلا شد وطنش

خون کنم گریه ز ناکامی نودامادش

یا بسوزم ز غم اکبر گل پیرهنش؟

خاک شد بر اسلام چو بر خاک افتاد

قد عباس غضنفر فر لشگر شکنش

بی‌زبان بود علی اصغر و از تیر قضا

بنهاد از پر پیکان سخن اندر دهنش

چو خدنگی ز کماندر قضا خورد چنین

که سلامت سر موئی ننهاد از بدنش

آن که بد زینت آغوش نبی پیکر او

ماند آخر به سر خاک تن بی‌کفنش

ای که گفتی ننهادند کفن بر تن او

مگر از ضرب سم اسب به جا بود تنش

بعد تاراج از آن شاه سلیمان دربان

ماند یک خاتمی آن هم به کف اهرمنش

(صامت) از زندگی خود به جهان دارد ننگ

بس که عرصه به جان تنگ ز درد و محنش

ادامه‌ی کتاب المراثی و المصائب

  1. شمارهٔ ۵۲ - خوش آن دلی که به سر شوق کربلا داردخوش آن دلی که به سر شوق کربلا دارد
  2. شمارهٔ ۵۳ - زبان حال امام برسر نعش برادرای علمدار به خون غوطه‌ورم کو علمت
  3. شمارهٔ ۵۴ - مصیبت صدیقه کبری (سلام الله علیها)چو نشد جناب زهرا از دور چرخ اختر
  4. شمارهٔ ۵۵ - و برای او همچنینهیچکس ایمن ز کید دهر دون‌پرور نشد
  5. شمارهٔ ۵۶ - در مصیبت سیدالشهدا(ع)چه شد که روز جهان تیره چون شب یلداست
  6. شمارهٔ ۵۷ - زبان حال قاسم بن حسن(ع)عمو به حالت من چشم مرحمت واکن
  7. شمارهٔ ۵۸ - زبان حال ام لیلا با جوان ناکام خودکجایی ای علی اکبر جوان نوثمر من
  8. شمارهٔ ۵۹ - و برای او همچنینچرا به عهد خود ای کوفیان وفا نکنید
همه‌ی کتاب المراثی و المصائب ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.