پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

کتاب المراثی و المصائب

شمارهٔ ۵۴ - مصیبت صدیقه کبری (سلام الله علیها)

چو نشد جناب زهرا از دور چرخ اختر

قلب شکسته وی بعد پدر مکدر

نگذشت یک دو روزی از رحلت پیمبر

کاندر در سرایش افروختند آذر

جای تسلی باب دید آن مه جهان‌تاب

طوق طناب اصحاب اندر گلوی شوهر

دونان کمر ببستند قلبش ز ظلم خستند

پهلوی و شکستند آخر ز ضربت در

داماد مصطفی را با فرق بی‌عمامه

در مسجد پدر دید بر پا به پای منبر

بی‌ترس و بی‌محابا زد ناکسی زاعدا

سیلی به روی زهرا در پیش چشم حیدر

از بس که روز و شب ریخت اشک از مصیبت باب

بر مردم مدینه طاقت نماند دیگر

آخر نمود منزل در کنج بیت الاحزان

بیرون ز شهر یثرب دخت رسول اطهر

دور زمانه کوشش کرد آن قدر به دنیا

تا کرد ارث مادر آخر نصیب دختر

یعنی به گوشه شام در گوشه خرابه

بر زینب ستمکش جا داد دیده تر

گاهی پی تسلی از گریه یتیمان

گاهی چو ابر گریان در ماتم برادر

جای بنی‌امیه در قصر زرنگاری

اولاد مصطفی را از خشت و خاک بستر

شد دختر علی را در شهر شام منزل

در بزم پورسفیان نزد یزید کافر

(صامت) ز شرح ماتم بر جان اهل عالم

افکند هآتش غم تا صبح روز محشر

ادامه‌ی کتاب المراثی و المصائب

  1. شمارهٔ ۵۶ - در مصیبت سیدالشهدا(ع)چه شد که روز جهان تیره چون شب یلداست
  2. شمارهٔ ۵۷ - زبان حال قاسم بن حسن(ع)عمو به حالت من چشم مرحمت واکن
  3. شمارهٔ ۵۸ - زبان حال ام لیلا با جوان ناکام خودکجایی ای علی اکبر جوان نوثمر من
  4. شمارهٔ ۵۹ - و برای او همچنینچرا به عهد خود ای کوفیان وفا نکنید
  5. شمارهٔ ۶۰ - و برای او همچنینعمو ببین لب خشک و دل پریشان را
  6. شمارهٔ ۶۱ - زبان حال صدیقه صغرا(س)ای برادر تو پناه من گریان بودی
  7. شمارهٔ ۶۲ - خطاب امام(ع) باب عقابکجاست راکبت ای مرکب نکوسیما
  8. شمارهٔ ۶۳ - فی المرثیهگر حسین تشنه در راه خدا فانی نبود
همه‌ی کتاب المراثی و المصائب ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.