پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

کتاب المراثی و المصائب

شمارهٔ ۴۴ - مصیبت اربعین

اربعین آمد و اشکم ز بصر می‌آید

گوئیا زینب محزون ز سفر می‌آید

باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست

کز اسیران ره شام خبر می‌آید

جرس از سوز جگر نالدو گوید به ملا

که سکینه به سر قبر پدر می‌آید

گرچه پایش بود از خار مغیلان مجروح

به سر قبر پدر باز پسر می‌آید

رود رودی شنوم از طرف شام مگر

ام لیلا بسر نعش پسر می‌آید

کاش می‌داد کسی بر علی اکبر پیغام

کای حوان مادر پیرت ز سفر می‌آید

با خبر نیست مگر قاسم داماد که که باز

نوعروس از پی دیدار ز سر می‌آید

به شب عیش جدا گشت گر از وصل عروس

نخل ناکامی وی باز ببر می‌آید

گر علی اصغر بی‌شیر بداند که رباب

با دو پستان پر از خون جگر می‌آید

از پر تیر و لب تشنه فراموش کند

بلبل آیا دگر از شوق به پر می‌آید

ای صباگوی به عباس که از جا برخیز

ام کلثوم تو خم گشته کمر می‌آید

بعد از این نام کنیزی نبرد کس ببرش

که دل سوخته وی به خبر می‌آید

(صامتا) از چه نگفتی که سر قبر حسین

عابدن خون جگر و دیده تر می‌آید

ادامه‌ی کتاب المراثی و المصائب

  1. شمارهٔ ۴۶ - همچنین مرثیهتنی که داد به آغوش جا رسول امینش
  2. شمارهٔ ۴۷ - و برای او همچنینشنیده‌ای که حسین جا به کربلایی داشت
  3. شمارهٔ ۴۸ - زبان حال زینب مظلومه سلام الله علیهاشوم فدای تن بی‌کفن به روی ترابت
  4. شمارهٔ ۴۹ - و له فی المرثیهگر شاه دین هوای شفاعت بسر نداشت
  5. شمارهٔ ۵۰ - و له فی المرثیهنه چنان گشت خزان گلشن ایمان چمنش
  6. شمارهٔ ۵۱ - در اشتیاق به عتباتدل تنگم سفر کرب و بلا می‌خواهد
  7. شمارهٔ ۵۲ - خوش آن دلی که به سر شوق کربلا داردخوش آن دلی که به سر شوق کربلا دارد
  8. شمارهٔ ۵۳ - زبان حال امام برسر نعش برادرای علمدار به خون غوطه‌ورم کو علمت
همه‌ی کتاب المراثی و المصائب ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.