پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

کتاب المراثی و المصائب

شمارهٔ ۳۵ - همچنین مرثیه

ای از ازل ز داغ تو آدم گریسته

آدم نه، بلکه جمله عالم گریسته

تا روز حشر دیده حواست اشکبار

در ماتم تو بسکه دمادم گریسته

در کشتی مصیبت تو تا نشسته است

نوح نبی ز اشک دمادم گریسته

یکسر خلیل کرده فراموش از ذبیح

در نار ابتلای تو از غم گریسته

موسی به کوه طور چو یحیی کشیده آه

عیسی به روی دار چو مریم گریسته

کروبیان عالم علوی جدا جدا

با ساکنان عرش معظم گریسته

اکیل قرب را ز سر افکنده جبرئیل

با خیل قدسیان مکرم گریتسه

کف الخضیب ساخته از خون خود خضاب

هفت آسمان چو نیر اعظم گریسته

ایوب را عنان تحمل شده ز دست

یعقوب سان به کلبه ماتم گریسته

ایوب را عنان تحمل شده ز دست

یعقوب سان به کلبه ماتم گریسته

در هر بهار غنچه سوری به گلستان

از یاد لعل خشک تو شبنم گریسته

دشمن به خون نشسته برای تو همچو دوست

بیگانه در غم تو چو محرم گریسته

خیرالبشر برای علی اکبرت بخلد

تا برنهد به داغ تو مرهم گریسته

اندر مدینه فاطمه و در نجف علی

قلب شکسته و کمر خم گریسته

هر کس که دید حلق ز خنجر بریده‌ات

گر خون گریسته به خدا کم گریسته

(صامت) نزار گشته و بهر تو زار زار

هر ساله همچو ماه محرم گریسته

ادامه‌ی کتاب المراثی و المصائب

  1. شمارهٔ ۳۷ - مصائب ام‌الائمهدر جهان هرگز ز بعد رحلت پیغمبری
  2. شمارهٔ ۳۸ - مرثیهصبا به باغ جنان رو تو آه و زاری کن
  3. شمارهٔ ۳۹ - مصیبت اربعین کربلادر شام چون یزید ز طغیان حیا نمود
  4. شمارهٔ ۴۰ - همچنین مرثیهآب و نان جانند اما این کجا و آن کجا
  5. شمارهٔ ۴۱ - در علو و دنو جنود عقل و جهلآنان که مست باده قالوا بلی شدند
  6. شمارهٔ ۴۲ - خطاب به جناب علی اکبر(ع)ای نور چشم پادشه بی سرالسلام
  7. شمارهٔ ۴۳ - مصیبت امام حسین(ع)شد محرم به سفر ماه صفر آمده است
  8. شمارهٔ ۴۴ - مصیبت اربعیناربعین آمد و اشکم ز بصر می‌آید
همه‌ی کتاب المراثی و المصائب ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.