پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

قصاید

شمارهٔ ۱۲ - در مدحِ یعسوبُ‌الدّین، حضرتِ امیرالمؤمنین (ع)

شهی که محضِ وجودش بنایِ عالم شد

ز حکمِ اوست که بنیانِ شرع، محکم شد

به آبیاریِ تیغش ز خونِ گمراهان

بهارِ گلشنِ شرعِ رسول، خرّم شد

هزار بار به کعبه، نجف شرف دارد

که خاکِ تربتِ پاکش مطافِ آدم شد

نشانِ عرش چه پُرسی از او، که پنجه‌ی او

نخست بانی و بنّایِ عرشِ اعظم شد

ز جَزم و عزمِ جنابش بُوَد که در خلقت

چهار عنصرِ با اختلاف، همدم شد

ظهورِ نورش اگر زَ انبیا مؤخر شد

پس از نبی به همه انبیا مقدم شد

نظر به مصحفِ دادار و فیضِ «کَرَّمنا»

از اوست زاده‌یِ آدم اگر مُکَرَّم شد

قوامِ مُلکِ سلیمان که بود از خاتم

از او بپرس که، نامِِ که نقشِ خاتم شد؟

عدم، وجود شد از آن زمان که میمِ عدم

ز لطفِ دوست، به واوِ وجودِ او خم شد

ولی دریغ که اندر نماز، وقتِ سجود

شکسته فرقِ وی از تیغِ ابنِ‌ملجم شد

رُخی که بُد ز شرف، اشرف از کلام‌الله

ز خونِ جبهه‌یِ نورانی‌اش، مترجم شد

از این گناه که سر زد ز ناخلف پسری

به ناله، آدم و حوا قرینِ ماتم شد

نبود بس به حسن دردِ داغِ بی‌پدری؟

چگونه آبِ روان در گلویِ او سم شد؟

هزار‌پاره جگر شد اگر حسن از زهر

حسین، که آبِ وی از اشکِ چشمِ پُرنم شد

ز سوزِ «العطشِ» کودکانِ شاهِ شهید

جنابِ فاطمه چون مویِ خویش درهم شد

تو ای فرات! ندادی چرا به اصغر، آب؟

از آب خوردنِ اعدا، مگر ز تو کم شد؟

نبود «مِهر» چو مَحرم به سایه‌یِ زینب

به دستِ کوفی و شامی چگونه مَحرم شد؟

تنی که داشت به دوشِ نبی مکان، آخر

ز سُمِ اسب، «مترجم» چه «اسمِ اعظم» شد!

برای داغِ علی‌اکبرش که در دل بود

سنان و خولی و تیرِ سه‌شعبه مَرهم شد!

بس است «صامت» از این شرحِ غم، که تا صفِ حشر

فلک به لرزه، ملایک به ناله همدم شد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۴ - در مدح صدیقه صُغرا، زینبِ کبرا (ع)چون چشمِ نیم‌مستِ تو غارتگری کند
  2. شمارهٔ ۱۵ - در مدح حضرت امام موسی کاظم(ع)عشق جانان هر دلی را کو مسخر می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۶ - در مدحِ یعسوبِ‌الدین حضرت امیرالمؤمنین (ع)هر که را خواهند در حشمت، سلیمانش کنند
  4. شمارهٔ ۱۷ - در مدح شاه اولیاء(ع)در لوح، چون قلم به سخن ابتدا نمود
  5. شمارهٔ ۱۸ - در مدح اسدالله الغالب، امیرالمؤمنین (ع)گر علی بعد از نبی بر مؤمنان مولی نبود
  6. شمارهٔ ۱۹ - در مدح جنابِ مسلم بن عقیل (ع)مرد را در بذلِ جان، مردانگی پیدا شود
  7. شمارهٔ ۲۰ - در مدحِ شاهِ اولیاء، علیِ مرتضی (ع)هدهدِ بادِ بهاری به چمن گشت بَرید
  8. شمارهٔ ۲۱ - قصیده در مدح شاه ولایت، امیر مؤمنان (ع)هر دم خدنگِ آفتِ صیادِ روزگار
همه‌ی قصاید ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.