پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۲۸۶- مولانا مانی شیرازی

در اوایل ببرزگری اوقات میگذرانید و در اواخر بواسطه شهرت شاعری و لطف پای دردایره ی سپاهیگری که هیچکس جان از آن دایره ی بی سر و پا بسلامت بیرون نبرده نهاد . در اوایل زمان صاحبقران مغفور بمراتب عالی صعود کرد اما بموجب القاص لایحب القاص بسعایت امیر نجم زرگر که در آن ولاسهم سعادتش بکمان خانه اقبال رسیده بود هدف تیر غضب او گشته و کشته شد . در محل رفتن غزلی که این دو بیت از آنست در سلک نظم کشید و یادگار بر صفحه روزگار بی اعتبار گذاشت

آتش نبود آه من دردمند بود

مرا بجور بکشتی طریق داد این بود

ز پادشاهی حسن توام مراد این بود

چو در بسینه من خاکها فراوان است

این غزل هم از او بیادگار ثبت افتاد :

و گر منهم نباشم در جهان دیوانه ای کمتر

اگر بی نام و ناموسم فراغم بیشتر باشد

و گر بیخانمانم گوشه ی ویرانه ای کمتر

از آن سیمرغ را در قاف عزت آشیان باشد

که شد زین دامگه مشغول آب و دانه ای کمتر

کس عاشق بود کاز آتش سوزان نپرهیزد

براه عشق نتوان بودن از پروانه ای کمتر

چه خوش بزمی است عالم لیک ساقی جام غم دارد

خوشا رندی که خورد از دست او پیمانه ای کمتر

مکن مانی عمارت در سرای دهر بیرون شو

قبرش در گورستان سرخاب تبریز است، چون مصور بی بدل و نقاش بی نظیر بود اشعارش خالی از صورتی نیست . چنانکه میگوید :

برای این دو روزه عمر محنت خانه ای کمتر

صورت مجنون کشم در عاشقی تمثال خویش

سر پا برهنه بین به چه اندام آمدند

ای گریه! فاش کن غم و درد نهانیم

ادامه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

  1. ۲۸۸- حیدر کلیچه پزاز شهر هرات است اول به کلیچه پزی اوقات صرف میکرد بعد از آن میل بشاعری کرده شعر بسیار جمع کرد چون عامی است اکثر سخنان خودش را نمی فهمد . این مطلع گویای حسب حال خود گفته :
  2. ۲۸۹- مولانا نرگسیاز شیخ زاده های شهر ابهر عراق است اما اکثر اوقات در شهر هرات می بود و آنکه در مجالس النفائس آورده که از مرو است سهو کرده گویند روزی مولانا عبدالله هاتفی از او پرسید که تو چه نام داری جواب داد که نام من ابوالمکارم نزار الدین قدرت الله است و در شهر من مرا ش
  3. ۲۹۰- دوستمحمد جانیاز مردم سبزوار خراسان است و او بصفای ذهن سلیم و ذکای طبع مستقیم از سایر شعرای زمان خود امتیاز داشت و بفقر و مسکنت او دیگری کم بود هرگز از کسی طمعی نمیکرد و اگر کسی چیزی برای او بردی قبول نمیکرد و میگفت رزاق کریم و بخشنده ی لازم التعظیم و التکریم از خزانه
  4. ۲۹۱- آگهی خراسانیمنشی و فاضل بود و در شعر به قصیده گویی مایل اما خباثت بر مزاجش غالب و حطام دینوی را طالب چنانکه در زمان سلطان حسین میرزا نشانی را برای خود نوشته و مهر پادشاه و امر را بقلم موی تقلید کرده بعد از آنکه ظاهر شد آن پادشاه بنابر رعایت اهل فضل که بر ذمت پادشاهان
  5. ۲۹۲- مولانا احمد طبسیکه بمولانا احمد تونی مشهور است و معلم حضرت صاحبقرانی بوده، آخر نمک حرامی کرده از این آستان عالیشان روی گردان شده بروم رفت و با امیرخان که آنزمان حاکم هرات بود خاطر نشان کرد که او هجو شما و مردم هرات کرده و سبب عداوت این بود که در شهر آشوب برای او گفته بود
  6. ۲۹۳- شاه حسین کاخیاز قصبه اوبه است از ولایت خراسان در جوانی به تحصیل فضایل نفسانی موفق گشت و در نظم غزل و معما از فضلای زمان درگذشت این معما از اوست باسم شهاب :
  7. ۲۹۴- مولانا علی فیضیاز جمله فصحا و شعرای خراسان است و در بلند پروازی نادره ی زمان دیوان غزل تمام کرده و قصاید بسیار دارد. این مطلع از مشهور از اوست :
  8. ۲۹۵- ضیاء اردوبادیاز شعرای معروف اردوباد است در اوایل عمر بخراسان رفته بود و در آنجا بدقت ذهن و حدت فهم اشتهار تمام داشت، پیوسته در مجلس میر علیشیر بخواندن اشعار آبدار خود مبادرت میکرد و گاه بصله و تشریف سرافراز میگشت .
همه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا ←

سام میرزا صفوی درباره‌ی سام میرزا صفوی

ابوالنصر سام میرزا صفوی (تولد ۹۲۳ قمری در مراغه، وفات ۹۷۵ قمری در قلعهٔ قهقهه در نزدیکی مشگین‌شهر) از فرزندان شاه اسماعیل یکم صفوی است که اهل هنر بوده و کتاب تذکرهٔ سامی یا تحفهٔ سامی را به سال ۹۵۷ قمری نوشته است. در زمینهٔ خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است. سام میرزا به تحریک اطرافیانش یک بار به سرپیچی از بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.