پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۲۹۱- آگهی خراسانی

منشی و فاضل بود و در شعر به قصیده گویی مایل اما خباثت بر مزاجش غالب و حطام دینوی را طالب چنانکه در زمان سلطان حسین میرزا نشانی را برای خود نوشته و مهر پادشاه و امر را بقلم موی تقلید کرده بعد از آنکه ظاهر شد آن پادشاه بنابر رعایت اهل فضل که بر ذمت پادشاهان عالیشان و بزرگان خرده دان لازم بلکه فرض و متحتم است قلم عفو بر جریده ی گناهش کشیده بود. بعد از آن در جواب دریای ابرار امیر خسرو دهلوی شهر آشوبی جهت سکان هرات گفته درآمدش اینست :

دست را هرگز نبودی آشنایی با دهان

عرصه ی شهر هری رشک سپهر اخضر است

در گهش را شمسه خورشید گلمیخ زراست

جرم طین را یک مشت خاک از خاک ریز خندقش

نرگس باغ جهان آرای او هفت اختر است

پایتخت صدهزاران خسرو گیتی گشاست

کهنه تاریخ بسی شاهان انجم لشکر است

چرخ کجرو بین که از تأثیر او شهری چنین

و در این قصیده ابیات رکیک بسیار گفته که آنرا ذکر کردن لایق سیاق کتاب نیست اما دو بیت بجهت معین میکال گفته نوشته شد و فی الواقع اگر کسی او را دیده باشد میداند که طرفه تشبیهی کرده است و طرفه تر آنکه خواجه مذکور این دو بیت را یادداشت و در مجالس بطریق مطایبه میخواند .

هذه الأبیات :

مسکن جمعی پریشان روزگار ابتر است

بر معین بین از نشانهای نجاست صد هزار

ز اختر بد آبله . بر روی آن بد اختر است

روی زشتش از کثافت مطبخ نمرود را

ادامه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

  1. ۲۹۳- شاه حسین کاخیاز قصبه اوبه است از ولایت خراسان در جوانی به تحصیل فضایل نفسانی موفق گشت و در نظم غزل و معما از فضلای زمان درگذشت این معما از اوست باسم شهاب :
  2. ۲۹۴- مولانا علی فیضیاز جمله فصحا و شعرای خراسان است و در بلند پروازی نادره ی زمان دیوان غزل تمام کرده و قصاید بسیار دارد. این مطلع از مشهور از اوست :
  3. ۲۹۵- ضیاء اردوبادیاز شعرای معروف اردوباد است در اوایل عمر بخراسان رفته بود و در آنجا بدقت ذهن و حدت فهم اشتهار تمام داشت، پیوسته در مجلس میر علیشیر بخواندن اشعار آبدار خود مبادرت میکرد و گاه بصله و تشریف سرافراز میگشت .
  4. ۲۹۶- مولانا ابدالاصفهانی الأصل بودست در اوایل عطاری کردی مولانای مذکور چون مدتی با من می بود. روزی ازوی پرسیدم که سبب ابدالی تو چه بود گفت در وقتی که عطاری میکردم عاشق جوانی شده بودم روزی برای جوان غزلی گفته بودم و در پیش دکان باو عرض میکردم که محصلی براتی باسم من آورد گف
  5. ۲۹۷- شاه حسین سیاقیاصفهانیست پدرش میوه فروش بود بنابراین در اصفهان بمولانا شاه حسین میوه فروش اشتهار داشت و در معرکه گیری و میدان شطاحی علم تفوق میافراشت . اکثر کتب را مطالعه کرده و اگر چه کمیت فضیلتش چندانی نبود اما کیفیت بحثی حاصل کرده در اکثر مباحث دخل مینمود و از اقسام
  6. ۲۹۸- مولانا شریفشرافت سخنانش از دیوانش معلوم و طراوت کلامش در طی کلام فصاحت آیاتش مفهوم میشود در شعر از جمله شاگردان مولانا لسانی است . اگر چه نسبت بمولانا از او چند بیروشی سر زده نسبت شعری چند بیمعنی باو کرده و نام او سهواللسان کرده اما چون سوگند بغلاظ و شداد میخورد که
  7. ۲۹۹- مولانا نیکیپسر علی حلاج، اصفهانیست مردی درویش و کم سخن است و صحبت نیکی دارد چون هنوز جوانست امید که در شعر ترقی کند این دو مطلع از اوست :
  8. ۳۰۰- مولانا سایلاز موضع نهاوند است و در فنون فضایل وجودت فهم بی مثل و مانند، طبعش در شعر و انشاء بغایت عالی افتاده بود در جوانی از آنجا جلا کرده بهمدان رفت و در آنجا ساکن شد بواسطه عداوتی که حیرتی را با او بود این قطعه در باب او گفته است:
همه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا ←

سام میرزا صفوی درباره‌ی سام میرزا صفوی

ابوالنصر سام میرزا صفوی (تولد ۹۲۳ قمری در مراغه، وفات ۹۷۵ قمری در قلعهٔ قهقهه در نزدیکی مشگین‌شهر) از فرزندان شاه اسماعیل یکم صفوی است که اهل هنر بوده و کتاب تذکرهٔ سامی یا تحفهٔ سامی را به سال ۹۵۷ قمری نوشته است. در زمینهٔ خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است. سام میرزا به تحریک اطرافیانش یک بار به سرپیچی از بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.