پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۴۹۱- مولانا نازکی همدانی

اوقات او صرف شعر میشود و در هر روز قریب به هزاربیت میگوید و بر خود لازم کرده که جمع کتب نظم را جواب گوید از جمله شاهنامه که فردوسی به سی سال گفته او به سی روز گفته بود و در شعر او ردیف و قافیه غلط بسیار است و به غیر از تخلص در شعر او نازکی نیست و در شعر او چیزهاست غیر از معنی، چنانکه از این چند بیت که در شاهنامه خود در صفت جنگ گفته معلوم میتوان کرد :

در پای سر و گریه بسیار کرده ام

گرفتند تیر و کمان مردمان

فتادند در یکدگر چون ددان

گرازان دویدند مانند تیر

همه زخم خورده گرازان چو شیر

همه پردلان لرزه زن همچو بید

که ناگه یکی شیر پر دل رسید

ابر میمنه تاخت مانند پیل

بدستش یکی نیزه مانند بیل!

چو چشمه ز چشمش روان جوی آو

بدستش یکی گُرزه چون شاخ گاو

کلاه زره بر سرش چون سبد

سرش هم چو سیبی درون سبد

چوانبان یکی ترکش نام دارد

درونش پر از تیر چون تیر مار

سمندش چو پیلی بمیدان جنگ

بر او گشته خرطوم دم پلنگ

قطاس سمندش چو ریشش دراز

بگردان ورا بسته دندان گراز

اتاقه بفرقش چو دم رباه

بدین خوبی اگر کسی گوید فلان شعر تو خوب نیست میگوید که « میخواهی که من از شعر خود بدرکنم تا تو بنام خود کنی!؟»

ادامه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

  1. ۴۹۳- مولانا دعایی مشهدیاز شعرای مشهد مقدس منور رضیه رضویه (ع) است و مرد دیوانه و بی حیاست و اکثر اوقات با مردم در جنگ و گفتگوست و هر گاه شعر خود را میخواند فریاد میکند که تحسین کنید که بهترین شاعران منم . اما گاهی از او شعرهایی سر میزند که خالی از حالتی نیست مثل این بیت :
  2. ۴۹۴- وفایی تونیطالبعلم و ظریف و خوش طبع و خوشنویس است، این مطلع از اوست:
  3. ۴۹۵- مولانا شوخی هرویدر محلی که جمالش در مرتبه کمال بود میل شاعری کرد و هرکس از عاشقانش شعر بنام او میگفتند و او گرد میکرد این مطلع از آن جمله است :
  4. ۴۹۶- مولانا یوسف طبیب خوافیاز خراسان است و در علم طب سرآمد اقران رساله ای در علم طب نظم کرده و شعر او خالی از اندک لطافتی نیست این مطلع از جمله اشعار اوست:
  5. ۴۹۷- مولانا معزی لنکاز ولایت زواره ی خراسان است در شعر همین تخلص دارد چه در عمر خود همین یک مطلع گفته بود :
  6. ۴۹۸- فیضی یزدیدر شهر خود به عصاری اوقات میگذراند. بسیار فقیر و درویش نهاد است و شعر او خالی از لطافتی نیست . این دو مطلع از اوست :
  7. ۴۹۹- مولانا قطبی گنابادیمردی درویش و متقی است و اکثر اوقات او بشاعری صرف میشود. در قوافی غلط بسیار میکند این مطلع از اوست :
  8. ۵۰۰- مولانا غیاث قافیه ایمولدش هرات بود و وجه تسمیه او اینست که هر قصیده و غزلی که میگفت چندانکه قافیه داشت میگفت . اگر چه غزلی صد بیت می شد و اگر دیگری قافیه پیدا کردی که او نگفته بودی زر داده میخرید! و داخل شعر خود می ساخت و اصلا مقید بمعنی نبود، خواجه حبیب الله ساوه ای که وزیر
همه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا ←

سام میرزا صفوی درباره‌ی سام میرزا صفوی

ابوالنصر سام میرزا صفوی (تولد ۹۲۳ قمری در مراغه، وفات ۹۷۵ قمری در قلعهٔ قهقهه در نزدیکی مشگین‌شهر) از فرزندان شاه اسماعیل یکم صفوی است که اهل هنر بوده و کتاب تذکرهٔ سامی یا تحفهٔ سامی را به سال ۹۵۷ قمری نوشته است. در زمینهٔ خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است. سام میرزا به تحریک اطرافیانش یک بار به سرپیچی از بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.