پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۲۷۴- مولانا حیرتی

مشهور است که مروی است اما خود میگوید که از تونم از شعرای مشهور است در همه باب شعر گفته اما در منقبت بسیار کوشیده در اوایل جوانی بسیار بی قید و لاابالی بوده و اکثر به هجو مردم زبان میگشود و اهاجی که میان او و وحیدی قمی واقع شده مشهور است از غایت رکاکت ایراد آن ننمود این چند بیت از جمله ابیات اوست :

آیت رحمتی چنین نامده بر زمین فرو

حلقه لعل بتان را نه ز جان ساخته اند

بلکه جان را ز لب لعل بتان ساخته اند

هرگز سوی من چشم کرم باز نکردی

کاز ناز بمن عربده آغاز نکردی

دادی بسخن وعده ام و لب نگشودی

گفتی که کنم مرحمتی باز نکردی

از سبزه دمد گل چو تو را سبزه ز گل خاست

در حسن چرا دعوی اعجاز نکردی

قضا که صورت یوسف چنان لطیف رقم کرد

برای صورت خوب تو امتحان قلم کرد

گه دل از عشق بتان گه جگرم می سوزد

عشق هر لحظه بداغ دگرم می سوزد

من ز خود بی خبر و آتش هجران در سر

ادامه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

  1. ۲۷۶- مولانا شهید قمیدر زمان سلطان یعقوب منصب ملک الشعرایی تعلق بدو داشت گویند بسیار خودپسند و خود رای بود و هیچکس در شعر او دخل نمیتوانست کرد که اگر دخل میکرد میرنجید و دیگر بآن مجلس نمی آمد اما در شعر طبعش خوب و شعرش مرغوب بود. آخر از عراق بخراسان رفت و از آنجا متوجه هند شد
  2. ۲۷۷- درویش دهکیدهک محله ایست از محلات قزوین اشعار متین او پر زور و رنگین در اوایل حال در کارگاه جولاهی دست و پایی میزد و در بعضی اوقات از او اشعار آبدار سر میزد بگوش اقاصی و ادانی رسید و خوش خوش خبر سخن درویش بمجلس سلطان یعقوب کشید او را بسایه سریر طلب کردند حسب الأمر ب
  3. ۲۷۸- مولانا قاضی علاییاز قضات کره رود است و کره رود ولایتی است از قم ملاو دانشمند و در شعر و انشاء بی مانند بود، بر افاضلش در فنون فضایل رتبه اولایی و بر اعالی و اهالیش در صنوف خصایل مرتبه اعلایی در اوایل حال منصب انشای بعضی از سلاطین ترکمان تعلق بدو داشت بعد از آن گاهی در اصف
  4. ۲۷۹- اهلی خراسانیاز اهل ولایت ترشیز است و در شیرینی اشعار و حلاوت گفتار شکر ریز . همواره قدم در کوی عاشقی داشت و همیشه اندیشه بر ملاقات گلرخان جفا پیشه میگماشت، تا سلطان عشق بر او دست یافته در خراسان از مهر روی فریدون حسین میرزا از پای در افتاد و مجنون آسا موی سر ژولیده گ
  5. ۲۸۰- شوقی یزدیاز اولاد خواجه رشید است مرد خوش صحبت و آدمی سیرت است خط نستعلیق را خوب مینویسد و در انشاء مهارتی تمام دارد چنانکه بعضی اوقات منصب انشای من باو تعلق داشت، و اکثر کتب متداوله را خوانده است و شاعری پاکیزه گوست و از اقسام شعر بقصیده گویی بیشتر میل دارد و میکو
  6. ۲۸۱- بابا نصیبیمولد بابا گیلانست و از آنجا بنیاد سیاحت کرده به تبریز آمد و از آنجا که عالم فقر نامرادی است بحلوا فروشی اشتغال داشت اتفاقا روزی بصحبت بابا فغانی رسید و شعر خود بر او خواند.فغانی را حلاوت کلام و چاشنی اشعار آن شیرین گفتار در مذاق جان قرار گرفته بصحبت سلطان
  7. ۲۸۲- مولانا ریاضی زاوه ایزاوه قصبه ایست ازولایت خراسان و ریاضی مذکور در زمان سلطان حسین میرزا بایقرا بعضی اوقات بقضای آن اشتغال داشت و بواسطه امری که خلاف شرع بود و از او سر زد از آن منصب عزل شد، بحکم پادشاه مذکور تاریخ وقایع زمان او را برشته نظم کشیده و آن مثنوی موازی هشت هزار ب
  8. ۲۸۳- الف ابدالاصلش از بلخ بود و تخلصش مطیعی اما در آخر کار تخلص باسم مذکور قرار گرفت، ندیم شیوه و شیرین کلام بود و ظرافت او با سلطان یعقوب در آذربایجان شهرت تمام دارد . گویند روزی از پادشاه مذکور بره پوستینی صوف طلبیده بود پادشاه گفت « میدهم بشرط آنک بانک گوسپند کنی »
همه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا ←

سام میرزا صفوی درباره‌ی سام میرزا صفوی

ابوالنصر سام میرزا صفوی (تولد ۹۲۳ قمری در مراغه، وفات ۹۷۵ قمری در قلعهٔ قهقهه در نزدیکی مشگین‌شهر) از فرزندان شاه اسماعیل یکم صفوی است که اهل هنر بوده و کتاب تذکرهٔ سامی یا تحفهٔ سامی را به سال ۹۵۷ قمری نوشته است. در زمینهٔ خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است. سام میرزا به تحریک اطرافیانش یک بار به سرپیچی از بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.