پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی سام میرزا صفوی

صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم

۲۱۲- قاضی عیسی

اگر چه در اصل از ساوه است اما در قزوین کسب کمال کرده بنابرآنکه پدرش خواجه شکرالله، مستوفی حسین بیک بود او را معلم سلطان یعقوب گردانیدند، چون یعقوب بیک بر وجهی که سمت تحریر پذیرفت صاحب تخت و سریر گشت قاضی مذکور مقلد امر صدارت شده اوامر و نواهیش مطاع پادشاه و سپاه گردید بعد از فوت سلطان یعقوب، سلطان صوفی خلیل بنابر سوء مزاجی که نسبت باو داشت و نا معقولی بدو کرده همت بر استیصالش گماشت و کان ذالک فی شهور سنه ست و اربعین و ثمانمایه، صاحب مجالس النفایس آورده که هیچ پادشاهی اهل علاقه را آنقدر تعظیم که آن پادشاه او را کرده نکرده، در واقع که چنین است الحق که بی جایگاه نیز نبوده چرا که بانواع فضایل و آداب و خوب طبعی آراسته بود و مردم اهل فضل و کمال در زمانش مرفه الحال و فارغ البال بوده اند، این ابیات از نتایج طبع آن سعادتمند است :

همه دانند کاز بیداد آن پیمان گسل گویم

من بیچاره را ایشوخ جان از تن برآوردی

بخود واصل نکردی جان من، از من برآوردی

ز آه و ناله ی دلها دلم اندوهگین دارد

دل من خرمن درد است و صد دل خوشه چین دارد

شبی که آن بد مهر همنشین من است

ادامه‌ی صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم

  1. ۲۱۴- قاضی صفی الدین عیسی ثانیاز جانب مادر، دختر زاده ی آن قاضی عیسی است و از جانب پدر، پدرش برادر زاده ی او . مدتها قضای معسکر ظفر اثر متعلق بدو بود، اکنون از آن امر خطیر استعفا نموده بحال خود است . الحق جوانی است بجامعیت کمالات و سلامت محاورات و ملایمت طبع مثل اوی در ممالک محروسه کم
  2. ۲۱۵- قاضی نور اللهاو نیز عم قاضی مذکور است و از جمله اعیان و قضات مشهور، صاحبقران مغفور، او را برسم رسالت نزد شیبک خان ازبک بخراسان فرستاده بود او در اثنای راه این رباعی هزل آمیز انشاد کرده بخدمت ایشان فرستاد :
  3. ۲۱۶- قاضی محمد غفاریپسر عم قاضی عیسی ماضی است، در خوش صحبتی و حرافی و جذب خاطر یگانه و در نظم و نثر و هزلیات بی بدل زمانه وی مدتی قاضی ری بود و تخلص وصالی میکرد و با تمامی ارکان دولت مصاحب و از شدت قرب مشرب با ایشان در غایت حصول مقاصد و مآرب، چنانکه از این چند بیت که میرزا ش
  4. ۲۱۷- قاضی احمدولد رشید قاضی مذکور است و در حدت ذهن و سلیقه و انشاء بین الأقران مشهور، چندگاه است که با من میباشد این بیت از اوست :
  5. ۲۱۸- مولانا محمد شرفیاز ارقاب مولانا شرف الدین علی یزدی است صاحب ظفرنامه تیموری است بوفور فضایل و کمالات صوری و معنوی در نظم و نثر فرید، و در رقت معانی و سلاست الفاظ وحید، ابکار افکارش بلباس معنی های رنگین آراسته و عروس حجله خیالش بزر و زیور قبول پیراسته در یزد جمله الملک شاه
  6. ۲۱۹- خواجه قطب الدین خورشاهاز آدمی زاده های یزد است وجوانی پاکیزه رای و متقی، با وجود آنک علم حساب را نیکو میداند از غایت سلامت نفس اصلا در مهمات دیوانی دخل نکرده و باندک زراعتی که دارد اوقات میگذراند و گاهی بشعر مشغولی مینماید بیانی تخلص میکند این رباعی از اوست:
  7. ۲۲۰- ملک ابو اسحاقاز بزرگ زاده های شهر کرمانست و بوفور هنر و اصل و گهر مقبول اهل زمانست، این شعر از اوست :
  8. ۲۲۱- میر محمود گیلانیاز جمله امرای خان احمد والی لاهیجان است این رباعی از اوست :
همه‌ی صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم ←

سام میرزا صفوی درباره‌ی سام میرزا صفوی

ابوالنصر سام میرزا صفوی (تولد ۹۲۳ قمری در مراغه، وفات ۹۷۵ قمری در قلعهٔ قهقهه در نزدیکی مشگین‌شهر) از فرزندان شاه اسماعیل یکم صفوی است که اهل هنر بوده و کتاب تذکرهٔ سامی یا تحفهٔ سامی را به سال ۹۵۷ قمری نوشته است. در زمینهٔ خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است. سام میرزا به تحریک اطرافیانش یک بار به سرپیچی از بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.