پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

فراق نامه

بخش ۲ - مناجات

الهی، الهی، خطا کرده‌ایم

تو بر ما مگیر آنچه ما کرده‌ایم

گنه کارم و عذر خواهم توئی

چه حاجت بپرسش؟ گواهم توئی

به گیتی نداریم غیر از تو کس

به لطف تو داریم امید و بس

مرا مایه‌ای بس گران داده‌ای

به شهر غریبم فرستاده‌ای

که تا دولت هر دو عالم خرم

کنم سود و سرمایه باز آورم

کنون می‌روم کیسه پرداخته

همه سود و سرمایه در باخته

به خود روی خود را سیه کرده‌ام

به بد، کار خود را تبه کرده‌ام

مگر هم تو بر حال فردای من

کنی رحمتی، ورنه، ای وای من

در آن دم که جان عزم رفتن کند،

ز سودای جان مرغ دل پر زند،

مرا ذوق شهد شهادت چشان

به نام خودم ساز و شیرین زبان

ندارم بغیر از تو فریاد رس

الهی در آن دم به فریاد رس

گنه کارم و آنگه امید وار

که دریای فضلت ندارم کنار

مگر باز پوشد گنه داورم

وگر باز پرسد، چه عذر آورم؟

فرو مانده‌ام سخت در کار خویش

سیه رویم از کار و کردار خویش

ز اشکی که آید به رویم فرو

چه سود است جز ریختن آبرو؟

چه حاصل دهد با گنه کاریم

جز از درد سر ناله و زاریم؟

به عذر گناهم که رسم است و خو

سرشکی همی ریزم آنگه برو

زند هر کس از طاعت خود نفس

مرا تکیه بر رحمت تست و بس

به پیرانسر ار چه گنه می‌کنم

ولیکن در رحمتت می‌زنم

خداوندگارا، به حق رسول

که فرما مناجات سلمان قبول

ادامه‌ی فراق نامه

  1. بخش ۴ - اندرز به فرزند الا ای جگر گوشه فرزند من،
  2. بخش ۵ - آغاز داستان شنیدم که شاهی به ایران زمین
  3. بخش ۶ - بهاربهاران که خندان شدی نسترن
  4. بخش ۷ - تابستانچو بنمودی از برج مه مهر چهر
  5. بخش ۸ - پائیزبه وقتی که باد خزان خاستی
  6. بخش ۹ - زمستانکجا تاختی خسرو خاروان
  7. بخش ۱۰ - شبشبی همچو روز قیامت دراز
  8. بخش ۱۱ - بوسه بر باد‌سر نامه بنوشت نام خدای
همه‌ی فراق نامه ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.