پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۵

دوش چون در تتق غیب بخوابانیدم

این دو هندوی جهاندیده نورانی را

کرکس نفس فرو مانده ز پرواز هوس

خاست شوق طیران بلبل روحانی را

دست دولت در بختم بگشود اندر خواب

دیدم آن مطلع خورشید مسلمانی را

غره صبح ازل نقطه پرگار وجود

معنی جان و خرد صورت رحمانی را

سید جمع رسل احمد مرسل که شدست

حاصل هر دو جهان زمره انسانی را

می‌خرامید خرامان قد خوبش گویی

راست سروی است سهی روضه رضوانی را

صبح رخساره‌اش از مطلع دولت طالع

در بر صبح فکنده شب ظلمانی را

من ز شادی طلع البدر علینا گویان

تازه کرده به ثنا شیوه حسانی را

بعد حمد و صلوات از سر جان مالیدم

بر خطوط خطواتش خط پیشانی را

بر سرم آستی لطف فرا کرد که آن

دستگاهی است قوی رحمت یزدانی را

پس بدان آستی رحمتم از چهره جان

پاک می‌کرد غبار ره شیطانی را

گفتمش یا نبی الله به یقین می‌دانی

که چه اخلاص بود نیت سلمانی را

گفت اخلاص تو می‌دانم ان شاالله

که نیابی به جز از دولت دو جهانی را

راست چون ذره که خورشید در آرد به کنار

درکشیدم به بر آن رحمت سبحانی را

گفتم ای جان و جهان در ره دین بعد از تو

که سزا بود ز اصحاب جهانبانی را

چون شنید این سخن از من تبسم بگشاد

از در درج دران لعل بدخشانی را

لولو از لعل همی سفت ولیکن نشنود

صدف گوش من آن لولو عمانی را

من دین حال که ناگاه در آورد به حال

غیرت حاسد من قوت نفسانی مرا

خیمه خواب برون زد ز سراپرده چشم

در نور دید فلک فرش تن آسانی را

یارب امید چنان است که بر ما ز کرم

آشکارا کند این حالت پنهانی را

فرصت آن دهدم تا همگی صرف کنم

در ره باقی حق باقی این فانی را

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۷هوس مملکت چرا نبود
  2. قطعه شمارهٔ ۸بر آستان رفیع خدایگان جهان
  3. قطعه شمارهٔ ۹آصف ثانی رشیدالحق والدین آنکه هست
  4. قطعه شمارهٔ ۱۰به سال هفتصد و هفتاد و پنج گشت خراب
  5. قطعه شمارهٔ ۱۱شنودم که می‌گفت بشوده به شیخ
  6. قطعه شمارهٔ ۱۲جهان جود و مروت سپهر فضل و کرم
  7. قطعه شمارهٔ ۱۳ای خداوندی که پر شد گنبد فیروزه رنگ
  8. قطعه شمارهٔ ۱۴ای عذار تو از آفتاب تا بی یافت
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.