پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۱

شنودم که می‌گفت بشوده به شیخ

که احوال حاجی است در اضطراب

چه من دوش خوابی عجب دیده‌ام

که سیلی در آمد ز کوه زراب

عمارات حاجی و پالانهاش

همی برد و می‌کرد یکسر خراب

یکی از خبیثان شهر این سخن

به جایی رسانید و دادش جواب

نمایند هر شب خران را بخواب

که پالان گران را ببردست آب

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۳ای خداوندی که پر شد گنبد فیروزه رنگ
  2. قطعه شمارهٔ ۱۴ای عذار تو از آفتاب تا بی یافت
  3. قطعه شمارهٔ ۱۵چشم و چراغ شرع که ذات منورت
  4. قطعه شمارهٔ ۱۶ای سرفراز شهی کز بن دندان چو خلال
  5. قطعه شمارهٔ ۱۷به نسب نیست نسبت مردم
  6. قطعه شمارهٔ ۱۸تاج بخش خسروان شاهی کز آب تیغ او
  7. قطعه شمارهٔ ۱۹شهی که شنقر عنقا شکار او را ماه
  8. قطعه شمارهٔ ۲۰زهی آصف کز صفاتی کز کفایت
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.