پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۳۲

بلقیس ثانی ای که صد پایه رای تو

بالای دست را بعه آسمان نشست

لطفت به آستین کرم پاک می‌کند

گردی که گرد دامن آخر زمان نشست

خورشید مهر توست که در جان چرخ تافت

گوهر حدیث توست که در طبع کان نشست

گردی است کز نشاط تو برخاست آسمان

آنگه به خدمت آمد و بر آستان نشست

نام کنیزکی تو بر خود نهاد گل

زان بر سریر مملکت بوستان نشست

شاها امید بود که داعی به دولتت

بر مرکبی بلند جوان روان نشست

اسپیم پیر کوته کاهل همی دهند

اسبی نه آنچنان که توانم بران نشست

چون کلک مرکبی سیه و سست و لاغر است

جهل مرکب است بر اسبی چنان نشست

از بنده مهتر است به ده سال و راستی

گستاخی است بر زبر مهتران نشست

اسب سیه نخواهم و خواهم به دولتت

بر خنگ باد سرعت آتش عنان نشست

ور نیست خنگ نیک بفرمای تا مرا

اسبی چنان دهند که بر وی توان نشست

ظلت ظلیل باد که گیتی به دولتت

در سایه مظله امن و امان نشست

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۳۴ایا سحاب نوالی که ابر دریا دل
  2. قطعه شمارهٔ ۳۵پادشاها مهد عالی می‌رود سوی شکار
  3. قطعه شمارهٔ ۳۶ای جهانبشخ جوانبختی که اهل فضا را
  4. قطعه شمارهٔ ۳۷وزیرا جهان قحبه بی وفاست
  5. قطعه شمارهٔ ۳۸خواجه از قول باز می‌گردد
  6. قطعه شمارهٔ ۳۹ز پیری جهان دیده کردم سوالی
  7. قطعه شمارهٔ ۴۰مشیر ملک و صلاح زمانه عزالدین
  8. قطعه شمارهٔ ۴۱صدر عالی، کمال دولت و دین
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.